راستش من خیلی اعتقاداتم قوی بود اما پارسال ی حاجتی داشتم ک پنج ماه تموم روزی هزارتا صلوات فرستادم ،دوتا نذر بزرگ کردم و انجام دادم خیلی دلم روشن بود چون سرنماز خیلی گریه و التماس خدارو کردم،اما بعد پنج ماه خدا پسم زد جوابمو نداد حاجتمو نداد،از اونموقع سست اراده شدم تو بدترین شرایطم باخودم میگم میرم از خدا میخام ولی وقتی یاد روزایی ک با تمام وجود ازش حاجت خواستمو نداد میفتم عقب میکشم و ازش نمیخام چون حس میکنم نمیبینه،خودمم از خودم بیزارم بخاطر این قضیه ولی واقعا دست خودم نیست
حتما امتحان کردم که میگم واسه ی همه آرامش بخش نیست معمولا بدون تجربه کردن چیزی نمیشه نظر داد
اینی هم که میگی امکانش هس واقعا... ولی بیشترکه من درموندش بودم طرفش میرفتم سرنمازاحساس میکردم واقعاداره حرکاتمومیبینه منتظره آخرنمازحرفاموباهاش بزنم یه مدل حسیه که ادم بایدتجربه کنه بفهمه من چی میگم ...واون موقع درموندگیم صدامومیشنیدوجواب میداد
عزیزم آخرش یه روزی میفهمی که اون چیزی که میخواستیونداده به صلاحت بود
نمیدونم شاید،اتفاقا امشب میخاستم تاپیک بزنمو از اونایی ک خدارو قبول دارن و مومنن کمک بخام ازخودم بدم میاد ک ب خدا و بودنش شک کردم ولی انگار ی چیزی تو وجودمه ک نمیذاره برم طرف خدا و ازش کمک بخام خیلی دلم میخاد یکی باشه و کمکم کنه باز برگردم طرفش
خودمم یه مدتی اسیرشیطان بودم خداروشکرتونستم ازش رهایی پیداکنم فقط بایدخداروصدابزنی حتی به پهلوکه خوابیدی هرزمان وهرمکان ..اون موقع شیطان خسته میشه ومیره