2777
2789

مجردبودم باخونوادم مشکل داشتم هرروز دعوا،هیچوقت ادم حسابم نکردن بخاطرفرارازاوناشوهرکردم ک خداروشکرشوهرم ادم خیلی خوبیه اماکارش اینجوره ک هربار ی شهره منم مجبورم خونه بابام بمونم و برگردم ب اون جهنم...صب ک پامیشم یاباید داعم عین کارگر کاراشونو کنم و سرپاباشم یا مامانم باهام حرف نمیزنه..دوتا داداش کوچیک ترازخودم دارم خدانصیب هیچکس نکنه،هرررچی ازدهنشون میاد بهم میگن و تاحرفی بهشون میزنم مامانم میگ کم حرف بزن،تاتکون میخورم میگن بروخونت اینجا نمون.شوهرمم نمیزاره تنها خونه بمونم ... بچه دارم نمیشیم حداقل دلم ب اون خوش باشه...بقران دیگ خسته شدم دیگ نمیکشم شما بگین چیکار کنم

ب شوهرت بگو خونه خودت راحتی دوس نداری بری خونه بابات

خداروشکر که شوهر خوبی داری

سالی می گذرد و سالِ دیگری از راه می رسد و همه چیز در تو زشت تر و پلیدتر می شود "وطنم"...محمود درویش

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ب شوهرت بگو خونه خودت راحتی دوس نداری بری خونه بابات خداروشکر که شوهر خوبی داری

میگه دوس ندارم تنهاخونه باشی ی ماه ی ماه نمیتونه برگرده اصلا قبول نمیکنه واقعا خسته شدم

میگه دوس ندارم تنهاخونه باشی ی ماه ی ماه نمیتونه برگرده اصلا قبول نمیکنه واقعا خسته شدم

بهش بگو که تو خونه بابات اذیت میشی 

چرا نمیری خونه مادرشوهرت؟ 

سالی می گذرد و سالِ دیگری از راه می رسد و همه چیز در تو زشت تر و پلیدتر می شود "وطنم"...محمود درویش
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز