2777
2789
عنوان

خواستگار دارم بیاید کمک

1059 بازدید | 70 پست

سلام یک خواستگار برام اومده از اقوام دوره 

23 سالشه

خدمت رفته

الانم داره برای لیسانس میخونه دانشگاه ملی تو شهرمون

کارشم اینه که تو یک مغازه موبایل فروشی بزرگ کار میکنه که مال یکی از آشناهاشونه مهران رو گذاشته همه کاره اونجا و مغازه دست مهرانه

من شناخت نسبی که ازش داشتم ادم ساکتی بود و یخورده هم مرموز،یعنی کسی سر از کارش در نمیاره

بابام رفته تحقیق از بازاری ها ازش بپرسه گفتند 

مهران  که هنو دهنش بوی شیر میده 

نوشابا سابقدونم   نون و پنیر و گِووجه پست میزارم به تَو چه    پولی که ازم گرفده بودی۳ سال پیش خوردی پس نِدادی الان با اون ۵۰ هزار تومن الان جوراب نوک سوزنیم نمیتونم بخرم پولِمو دادی دادی نِدادی طرفم نِیا نِیا وگرنه جرد میدم عاشق تاپیکای جنجالی دیدی تگم کن عین جن بو داده میام   

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مهران نه اهل دوده نه مشروبی چیزی رابطشم با مغازه دارا خوبه ولی ادمیه که تو کارش خیلی جدیه و رودربایستی با کسی نداره میگفتند تا حالا هم ندیدیم اینجا با دختری باشه یا با مشتری های دختر گرم بگیره

میگفتند که بقیه هم تو مغازه کار میکنن ازش حساب میبرند

خیلی هم هوای صاحب مغازه که فامیلشونه داره 

بابام هم گفت فکراتو بکن چون اینجور که معلومه مهران شخصیت پیچیده ای داره و آدمیه که روی ناموسش حساسه،گفت خودش داره کار میکنه و روی پای خودش وایستاده از خانوادشم کمکش نمیکنن ولی همه تو بازار میگفتند که ما از خدامونه یکی مثل مهران شاگردمون باشه

حالا من نمیدونم چه جوابی به ایشون بدم 

میترسم از آینده که کار ثابت گیرش نیاد و همین کار آزاد انجام بده، با این ساعت کاری زیاد و حجم کارش و حرص و جوشی که برای مغازه میزنه میترسم چیزیش بشه

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز