صبر برای همه پیش میاد که یه مدت هر کاری میکنن کارشون جور در نمیاد
ما یه بار اینجوری شدیم رفتم مسجد گفتم برام امن یجیب بخونن
وقتی خوندن اشکام سرازیر شد و گفتم خدایا این همه بندت دارن به خاطر درست شدن کار ما صدات میکنن یه نگاهی بکن به خدا فرداش فرج شد تو کارمون