مشکل من خانوادشه حتی باعث شدن منی مه با ملی علاقه ازدواج کردم احساسمم به همسرم کمتر بشه. هرموقع هم باهاش حرف زدم بعدا به روم آورده به خاطره همین دیگه باهاش حرف نمی زنم.
خواهراش بدی میکنن اگر بگم میگه حق با اوناس.همش طرف اوناس.در صورتی که قطعا مطمئنم حق باهاشون نیست
هیشکی ندارم حرف بزنم.همشم خونم.بیرونم فقط با ابجی بزگه خودش و مامانم و خواهرم اجازه دارم برم.تو خونه دختر عمم و یا عمه و هرکی دیگه تنهایی نمیذاره☹رسما زندانی ام
چرا باید بخاطر رفتار خشنم معذرت بخوام؟؟؟؟ اونایی که منو به اینجا رسوندن , هیچوقت ازم معذرت نخواستن... 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 میشه واسم دعا کنید به خواستم برسم؟ممنون