سلام
مادرشوهرم خدابیامرز
سکته کرده بودم نصف بدنش و از دست داد و
لمس شد
خیلی جوون بود
سه تا جاری بودیم
من کنارشون موندم
تا اونجا که تونستم بهش رسیدم
حتی تا ماه نه بارداریم
چند ماهه فوت شدن
الانم چسبیدم به پدر شوهرم
دوسش دارم، هرشب میاد پیشمون شام
کلی لذت میبرم
شوهرم اونقد سادست و گاهی سرد
که نه سیاست گنده کردن منو داره نه بهم میپیچه و محبت میکنهنه کاری برای خانوادم کرده
جاری بزرگم تا حالا چندبار گفته میدونستم مادرت سکته میکنه زنت نمیشدم!!!!!!
خلاصه اشکال نداره، این روزا میگذره
باور کن پدرش گناه داره، بهش حق میدم