من امروز سر اتفاقی خیلی ناراحت بودم یه نفرم بهم پیام داد اونم از دس یکی دیگ عصبانی بود خلاصه
اقا منم هرچی گله ازش داشتم گفتم بهش چیز بدیم نگفتم گفتم تو هم منو برا ناراحتیات میخوای خدایی تو خوشیاش من نیستم
اینم هر چی از دهنش در اومد بهم گفت
منم دیگ چیزی بهش نگفتم خیلی بد دهنه
از یه طرف میترسم نفرینم کنه از یک طرفم میگم راحت شدم
شما جای من بودین چیکار میکردین
میخوام برم الان نماز بخونم میترسم خدا باهام قهر کرده باشه