خداشاهده من نبودم کارنمیکردم عمرا خانه دار میشدیم مثلا زن دوستش طلاهاشو فروخته میاد تعریفشو میکنه پیش من و میگه تو چرا نمیفروشی یا مثلا امروز از کله سحر با دوستاش رفت بیرون بهش گفتم ی روزی برو منم وقت داشته باشم بچه رو بگیرم تو ناهار بری بیرون بعد اقا ساعت12میادمیگه من نخاستم بیام دوستام موندن فقط من اومدم. اینم بگم ما ی بچه داریم وقتی میرم سرکار دیگه شوهرم باید بگیره بهش میگم مقایسه نکن شاید زن دوستات شاغل نباشن میگه یکیشون هست میگم بچه چی. حالا خودش میدونه شدنی نیس فقط لج و مقایسه میکنه