من هم خونوادی خودم ازم دور هستن هم خونوادهی. همسر ، دیشب یلدا صابخونم اومد دعوتمون کرد شام بریم پیششون هر چقدر گفتم نه مزاحم نمیشیم گفت نه بیایید اونم چند تا داماد داشت من واقعا معذب بودم خلاصه رفتیمو برگشتیم،ساعت یازده شب جاریم زنگ زد بعد تبریک و اینا گفت خوش گذشت پایین بودین منم گفت بد نبود ولی خب چون غریبه بودن من راحت نبودم بعد گفت نهه تو کلا خیلی گرم نمیگیری منم گفتم نه خب اونا غریبه هستن من معذب بودم گفت نه من چرا اومدم یه روز خونتون با صابخونتون انقدر دوس شدم گفتم من کم روهستم و خحالتی ،بعد گفت منظورت اینه من خیلی پروووو ام بعد کفتم نه من کی گفتم تو پرو هسی بعدم ناراخت شد حرف بدی زدم؟