الان از بیرون میومدیم با همسرم
زنه اینجا کارگاهش هست و خونش جای دیگس و میدونم شوهر نداره طلاق گرفته چند روزی پیشش کار کردم
الان دو تا پسر جوون با ماشین اومدنو زنه هم با ماشین خودش اومد رف داخل دو تا پسره هم خیلی با ترس اینطرف و اونطرفو نگاه کردن رفتن نو😐
ب من ربطی نداره ها ولی همش فکرم اونجاس😂