2777
2789
عنوان

چرا نشد😔

286 بازدید | 19 پست

خودکشی کردم ولی نمردم😔😔😔😔 امروز از بیمارستان اوردنم خونه ... نامزدم بخاطر اینکه با خانواده م بحثش شد نیومد خونه مون😔 دلم میخواست بیاد دلم میخواد پیشم باشه😔😔😔 خیلی برام سخته تا فردا صبر کنم گفته فردا میاد تا الانم از اینکه پیشم نیس دارم عذاب میکشم فقط😔😔😔 فقط میخوام همه چی مثل اول‌ شه😔😔 اگه شوهرم نباشه من دق میکنم😔 نه تا قرص آلپرازولام خورده بودم انقد خیالم راحت بود که دیگه میمیرم راحت میشم که به بعدش فکر نکرده بودم😔😔😔 دو روز بستری شدم... 


نامزدم با مامانم مشکل داره چون از حرفا و بحثامون به چن نفر گفته، نامزدمم فهمید برای همین شدیدا تاکید کرده که یه کلمه ام نباید به مامانم چیزی بگم😔😔😔 بهش گفتم پس حداقل اجازه بده یه دوست صمیمی داشته باشم که حرفامو بهش بگم چه درد و دل چه سوال هر چی، از بحثامون حرفامون همه چیو براش تعریف کنم، گفت ابجیم بهترینه بهش حرفاتو بزنی دردودل کنی محاله پشیمون بشی، یعنی یه کلمه از من به داداشم یا از اون به من نمیگه، من مطمئنم تو اینکارو بکن اگه ابجیم اینطوری که گفتم نبود تف کن تو صورتم، میخوام مثل دوست و رفیق هرحرفی ناراحتی داری به ابجیم بگی اونم به تو بگه مثل دوتا دوست 😔 ولی من نمیتونم😔😔😔 ابجیش باعث شد نامزدم یه ماه با من رابطه شو قطع کنه، بعد از ۲۰ روز کم کم داداشش پیش قدم شد که آشتی کنیم خواهرش هیچ تلاشی نکرد رابطه ما خوب شه چرا من باید حرفامو به اون بگم😔 از بحثای نامزدم و مامانم خسته شدم نمیدونم طرف کدومو بگیرم😔😔😔 نامزدم بهم گفت اگه مطمئن نشم که صددرصد طرف منی حرفامو بهت نمیگم دیگه بهت اعتماد نمیکنم😔😔 سه شب پیش هم سرهمون قضیه که بخاطر مامانم بود منم مقصر بودم ولی نه به اندازه مامانم، بحث کردیم و تا ۵ صب طول کشید بهش گفتم تا کی قراره بحث کنیم و به نتیجه نرسیم و هی تکرارش کنی، مگه اونشب درمورد این قضیه حرف نزدیم قرار شد بذاری کنار ولی الان چندمین باره بازم اونو میکشی وسط بخدا کاری میکنی خودمو میکشم اونوقت دیگه نه پشیمون شو نه تشعییع جنازه م حق داری بیای نه سرخاکم... الان سعی میکنم قسمتی از پیام هامون رو بفرستم😔😔😔

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اه اعصابم. خورد شددولی خوشگلم نزار نامزدت از الان محدود ات کنه بعدشم چرا اجازه میدی اون دوست هاتو ان ...

دوست هامو انتخاب نمیکنه ولی از اول اصرار داره با ابجیش صمیمی باشم منم از اول صمیمی بودم بگو بخند میکردم زنگ میزدیم پیام میدادیم ولی دیگه حرف دلمو بهش نمیزدم حالا اصرار داره که به مامانم هیچی نگم ولی به ابجیش همه حرفامو بگم😔😔😔

باید چیکار کنم 😔😔😔 دوسش دارم 💔😔😔 یه برگه از بیمارستان دادن درست نفهمیدم چی بی چیه به چه درد میخوره ، فقط دیدم مامان و بابام باهاش بحث میکنن که اونو ازش بگیرن اونم نداد گفت باید ببرم پیش دکتر... 

مامانم میگه فک میکنی اون دوستت داره؟ اون عوضی الان میخواد اون برگه رو ببره یه پولی ام بده بندازتت دیوونه خونه نه مهریه بده نه عین خیالش باشه ولی من نمیتونم باور کنم همچین ادمی باشه اخه خودش اومد منو برد دکتر مامان بابام از بحثمون خبر نداشتن صبح زود رفته بودن بیرون واسه کاراشون، ففط ابجی کوچیکم خونه بود، نامزدم چن بار زنگ زده بود و پیام داده بود ابجیم جواب داده بود هرکاری میکنم بیدار نمیشه اینطوری فهمید اومد برد بیمارستان، بنظرتون حرف مامان بابام رو باید باور کنم؟ 😔😔😔😔😔

کلا هیچ وقت حرف زندگیت رو پیش هیچکی نگو،حتی مادرت،خواهر شوهر که اصلا،بعدش هم خودکشی چرا؟!نباید خودتو اینقدر ضعیف نشون بدی،نامزدت می‌تونه از همین جریان خودکشی سوءاستفاده کنه و بگه مشکل روانی داره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز