سلام دوستان یکی از بدیای شوهرم اینه ک عاشق جمعیته هرجا میخایم بریم میگه تنها حال نمیده باید با یکی بریم رفیقی مادرش یا...خوب منم ناراحت میشم مثلا دیشب گفت ب زن رفیقم بگو ک باهم بریم بیرون من گفتم اگ نیومد باهم میریم گفت من خعلی کار دارم😐 دلیل اخلاق بد اینا نیس از اول چون جمعی رفته بیرون عادت کرده یکاری بگید بکنم یگم خوب شه مثلا ماه عسلمونم با رفیقاش رفتیم😐😐😐
مثل شوهر منه چند روز دیگه تولد پسرمه میگه باکی جشن بگیریم🤦♀️
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
خب از همون اول که ماه عسلت بوده اشتباه کردی زیر بار رفتی اونم عادت کرده پیش خودش دیگه از ماه عسل که مهم تر نیست وقتی کوتاه اومدی تمومه نمیشه دیگه کاریش کرد