بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اتفاقا خارج از کشور این همه فساد نیست که اینجا هست . حداقل اونا بر اساس توانایی واقعی نقش میگیرن نه مثل ایران برا اساس توانایی..... واقعا ادم حالت تهوع میگیره از این همه فساد .
یادمه پارسال این موقع ها کاسبی خراب بود و بعضی وقتا میرفتم اسنپ یه روز یه دختره به مقصد بالای پارک ساعی سوار ماشین شد و انقدر ترافیک بود بجا بهشتی انداختم آژانتین و از کوچه پس کوچه میانبر زدم دختره گوشی و گذاشت دم گوشش گفت مامان به داداشی بگو من اسپره فلفل و چاقوش رو برداشتما😁🤣پشت اکثر عکسها از میز غذا، یک نفری روبرو نشسته که مث سگ گشنه است و منتظره😂این سرما خوردگیا که دماغت کیپ میشه، نه می تونی بکشی بالا نه می تونی بکشی پایین، بعد دستم می کنی تو دماغ تا پیشونی می بری توش هیچی گیر نمیاد. اینا سرماخوردگی نیست اینا سرطانه🤣🤣🤣آدم باید به بچهش علاوه بر "نه" گفتنجنبه "نه" شنیدن هم یاد بدهمثلاً من بلد اگه یاد بگیری چیزیرو که قطعی نشده به کسی نگی، پنجاه درصدِ مشکلاتت حل میشه،اگه موفقیتت هم جار نزنی و واسه هیچی از قبل ذوق نکنی، بقیه مشکلاتت.🫡
یه جور میگی وای به حال خارجیها والا ما ازونها زدیم جلو
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔