2777
2789
عنوان

جاریم چشه؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1283 بازدید | 55 پست
توی جمع خانواده ی شوهرم خواهرشوهر هم ندارم فقط این دوتا جاری هستند که اهل صحبت کردن هستند جاری اولم ...

ولشون کن گذر پوست به دباغ خانه میفته. توجور دیگه سرت گرم کن. خودت ر‌شد بده وهنرهات رو کن یه چیز یاد بگیر که به چشم بیاد وجذاب باشه جذبت بشن. 

🧚‍♀️بهترین ها سهم تو باشه‌.

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من سوالم متفاوت هست؟ چرا هر عروسی که وارد خانواده میشه عروس اول خودش رو باهاش مقایسه میکنه و تلاش می ...

واقعا همین طوره...فکرکنم برای اینکه تا حالا سوگلی بوده بعد آمدن عروسی بعدی فکرمیکنه عروس کهنه شده وبعدی ها خودشیرینی میکنن یا اون آدم حساب نمیکنن دیگه درصورتی که اینا همش توهمه.. سرتون به کا خودتون باشه وهرمسئله روبرا خودتون گنده نکنید

ولشون کن گذر پوست به دباغ خانه میفته. توجور دیگه سرت گرم کن. خودت ر‌شد بده وهنرهات رو کن یه چیز یاد ...

بعضی آدمها جایگاه شغلی براشون اونقدر مهمه که دیگه کاری به اخلاق طرف ندارند حتی خودشون کوچیک میکنن که دل اونو بدست بیارن. جاری اولم اینجوریه

واقعا همین طوره...فکرکنم برای اینکه تا حالا سوگلی بوده بعد آمدن عروسی بعدی فکرمیکنه عروس کهنه شده وب ...

اتفاقا عروس اول ک میاد خانواده ی شوهر هنوز تجربه ی یه برخورد خوب با اونو ندارن میشه موش آزمایشگاهی واسه انواع برخوردها و رفتارهای بد. بعدش تازه بعدیها که میان اینا یاد میگیرن که چجوری با عروس باید برخورد کرد و دیگه بااونا خوب میشن اما شخصیتشون واسه عروس اول رو شده و راحت بهش بی احترامی میکنن

اتفاقا عروس اول ک میاد خانواده ی شوهر هنوز تجربه ی یه برخورد خوب با اونو ندارن میشه موش آزمایشگاهی و ...

عزیزم این حرفتون قبول ندارم.. این حرف از سر حسادت به برخوردی که باعروس های بعداز شما میکنن... اگر عروس اول احترام نگه داره تااخرهم قابل احترامه

خب چه اشکالی داره اگه مثلا به جای جاریهات دختر عموهات یا خواهرات درمورد هاشور ابرو نظرمیدادن ناراحت ...


ببین شاید یه اتفاقی افتاده که براش سوء تفاهم پیش اومده، من و جاری بزرگم باهم باردار بودیم، من خونریزی داشتم و استراحت مطلق بودم و کل نه ماه خونه ی مامانم بودم، جاریم خیلی میرفت خونه ی مادر همسرم، یه روز که مادر همسرم افطاری مهمون  داشتن قابلمه ی بزگ برنج و بلند میکنه و بعدش بچش سقط میشه، از اون روز الکی با من بد شده بودن، که جرا من هیچ جا نبودم و اون تنهایی به مادر شوهرم کمک کرده و اینجوری شده، یک سال حتی با من حرف نمیزد، رفت و آمد داشتیم اما حرف نمیزد فقط سلام و خدا حافظ، بعدش که یه روز تنها شدیم گفت که مادر شوهرم گفته که من گفتم فلانی نتونست از بچش مراقبت کنه و سقط شد، در حالی که من اصلا این مدلی خرف نمیزنم و خیلی به دل شکستن حساسم، خلاصه اینکه برای جاریم سوء تفاهم پیش اومده بود و اینجوری رفتار می‌کرد که بعدم بر طرف شد و الان بعد 17 سال دوستای خوبی هستیم، شاید در مورد شما هم همینطوره، میتونید باهم صحبت کنید و دلیل ناراحتیش رو بفهمید

لبخند بزن، انار لب های تو را دانه کنم...
عزیزم این حرفتون قبول ندارم.. این حرف از سر حسادت به برخوردی که باعروس های بعداز شما میکنن... اگر عر ...

عزیزم مشکل من الان نیست ک مارشوهر باهاشون چجوریه. دارم میگم چرا جاریم با همه خوبه جز من

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792