عروسی خودم واقعا افتضاح بود و هنوزم بعد ۴ سال حرص میخورم
با خانواده ی شوهرم به اختلاف خوردیم سر تالار عروسی
مجبور شدیم مهمونارو نصف کنیم از اونور غذا فقط جوجه شد با ماست ساده و نوشابه ساده که واقعا آبروی پدرم رفت
خودمم که آرایش افتضاح و توی عمرمم نرقصیده بودم اونشب مثلا اومدم برقصم گند زدم و شوهرمم که بدتر،ماشین عروسم اجاره کردیم سانروف داشت من انقد خز بودم که دسته گلمو هی از سانروف میاوردم بیرون،بخوام بگم خیلی زیاده من کله رفتارام خز بود و واقعا انگار دیوونه شده بودم
بعدشم که ۳ ماه بعد عروسی حامله شدم دیگه گندام کامل شد