مادرشوهرم هی حرف بی ربط میزنه ..مسخره میکنه تحقیر میکنه ..منم سر سنگین ترشدم مثلا قبلا هرچندروز یکبار میرفتم شب میموندم .الان دوهفته ی بار یک ساعت .اونم ی کم تو قیافه بود ..اصن دوهفته ک نرفتم سراغ منو از شوهرم نگرفتن .کسی نگفت کجا هستی ..میگم نکنه من این روند پیش برم اونام انگار ن انگار ...با اینکه مقصره ..🤔🙃☹یا مثلا یک ساعتی ک خونش بودیم هی کارای خونشو میکرد دوکلمه حرف زد و بعدشم وقت رفتنمون شد ...خوب نمیشه ک هرچی خواست بگه باز من مثه قبل باشم .چیکارکنم چرا توقع الکی داره چرا دلش میخواد همه چی بگه ب همه چی کار داشته باشه اما من ن جواب بدم ن ناراحت بشم ن دور بشم توقع داره باز دورش بچرخم وا
حتما با خودشم اینجوری رفتار شده یا شخصیتش اینطوریه، احتمالا رابطش با بقیه هم همینطوره. اگر میخوای آ ...
کلا باید بزنم ب بیخیالی چون خودشو ادم گنده ای حساب کرده .الان ک ناراحت میشم باخودش لابد میگه اهان پس من رو بهار تاثیر دارم .غرورمیگیره بیشتر ..ک اشتباهه ولی اگه باخنده و شوخی بکوبم تودهنش حرصش درمیاد میتمرگه سرجاش
خب رابطتون خراب بشه، چه مشکلی پیش میاد واست جز اینکه اعصابت راحت تره، چرا خودتونو عذاب میدین
اعصاب ک راحته 😂ببین چون اون خودش همیشه کرم میریزه کلا ب ضرر خودشه ..چ من کم محلی کنم و نرم ..چ برم و با شوخی جواب بدم ..اخرش اونه ک باخته و خرص خورده ..متاسفانه عروس داری بلدنیس