آخه فقط اینا نیست گور بابای دکتره شوهرم همش ایراد میگیره ازم میگه میخوام پیشرفت کنی
مثلا بچه بغلته آروم راه میری اگه میدیدنمون آبروم میرفت چرا رفتیم فلان جا آروم حرف زدیزدی شل تعارف میکنی اینجور نکن اونطور باش من غذام درست شده ها میگه میخواستی برنجت. اینطور کنی و.... تو همه کارم سرک میکشه
دیگه نگم از دنیا اومدن بچم که تو حاملگیم اعتقاد راسخ داشتن من عرضه جمع کردن بچه ندارم بعد که دنیا اومد خودم کاراشو کردم هی گفتن ماساژش بده فلان کن بهمان کن انگار خودم نمیدونم یا نمیتونم