من اصلا قبول ندارم وظیفه پدر و مادر من باشه سیسمونی بخرن. واااااقعا بدم میاد از چنین رسمی. دست خانواده مم واقعا تنگ بود اصلا الان نمیتونستم ازشون توقعی داشته باشم. هرچند چندبار گفتن بنویس چقدر خرج کردی بعدا بهت بدیم. ولی من حاضر نیستم بگیرم ازشون.
پس انداز خودمو چندماه پیش دادم همسرم بذاره روی پولش برای ماشین خریدن. کاش میدونستم قراره باردار شم و برای سیسمونی نگه می داشتم:/
الان بهم پول داد ضروریات رو حداقلی حداقلی در حد سه، سه و خوردی خریدم. اصلا هیچ چیز بزرگ گرونی هم نخریدم. نه کالسکه نه کریر، کمد هم یه جا مناسب پیدا کردم بسازه دوتومن.
حالا مدام باهام بداخلاقی میکنه که چقدر خرج کردی:/
منطقی که فکر میکنم خب وظیفه شه بچه دار شده باید خودش خرجش رو بده، ولی اعصابمم به هم می ریزه از این بداخلاقی هاش. دلم نمیخواد به روم بیاره چرا مامانت نخرید. دلم خیلی گرفته. کاش پس اندازمو بهش نداده بودم شش هفت تومن بود چندماه پیش دادم بهش. از درآمد خودم بود. الان سرکار نمیرم درآمد ندارم دیگه:(
همه ش اشکم رو درمیاره برای این دوسه تومن پول.