نگار کلینتون داره لایکم میکنه تو تاپیکت........................................
جدی؟/
اون ینی غمت نباشع دارم عکستو میگیرم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
از اول از زیر صفر دوباره میریمش 😎نیسم اهل موندنی ک بو خدافظی میده😏تا یه تکونی ندی دعا نمیگیره 👐یه نمه سنگین بریز دیگه دوتا ببینیمت😏👐قبل اینکه بری ببین برای چی میری🚶به چی قراره برسی ک پاش همه چیتو میدی😏نمیخام ببینم رفتی و تهش پیچیدی😐یه روز بلاخره اوضاع خوبو همه میبینیم!😏 _shayea/
@clinton به به ...میبینم داری لایکم میکنی........چشمانم نورانی/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
نگار کلینتون داره لایکم میکنه تو تاپیکت........................................
😐😐😐😂😂😂😂الان میاد اینجا
از اول از زیر صفر دوباره میریمش 😎نیسم اهل موندنی ک بو خدافظی میده😏تا یه تکونی ندی دعا نمیگیره 👐یه نمه سنگین بریز دیگه دوتا ببینیمت😏👐قبل اینکه بری ببین برای چی میری🚶به چی قراره برسی ک پاش همه چیتو میدی😏نمیخام ببینم رفتی و تهش پیچیدی😐یه روز بلاخره اوضاع خوبو همه میبینیم!😏 _shayea/
وایییییییییییییی.........................................آره................................انلاینه تو تاپیکت.....................................داره لایک میکنه.............................
خدااایاشکرت هوامو داری.......خدایاشکرت تا قبل از 1فروردین 1402 خبرهای خیلی خیلی خوبی بهم میرسه...😍و به ارزوم رسیدم خدایاشکرت
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/