2777
2789
عنوان

کاپ کیک/

| مشاهده متن کامل بحث + 1825 بازدید | 194 پست

استارتراین تاپیک چرا به منی که اومدم توی تاپیکت احترام نمیذاریوجواب سوالمونمیدی؟؟؟؟؟

سوالم اینه ایاکاپ کیک همون هارلی است؟؟؟؟؟

لطفالایک نکنید،ممنون
یعنی واقعا اینقدر بچه اید؟؟؟؟؟؟ بابا من دیگه حرفی ندارمممممم

بچه نیستیم 

ولی خدایی تحمل این حجم از بیشعوری بعضی هارو نداریم... 

من آدم صبوریم 

فکر کن دیگه چقد اذیت کردن 

خیلی راحت هرچی از دهن کثیفشون در میاد بار آدم می کنن... 

یک روز بر گونه ی این مملکت یک بوسه، و بالای سرش یک یادداشت میگذارم و می روم؛ "آنچنان زیبا خوابیده ای که دلم نیامد بیدارت کنم..."🍂دوستان گلی که مبتلا به بیماری سرطان هستن در مورد مراقبت های بعد از شیمی درمانی نیاز به کمک دارن می تونن از من بپرسن تا جایی که بتونم با تجربه های شخصی خودم پاسخ می دم...من و دیگه تو تاپیک های دورهمی تگ نکنید با تچکر... 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

استارتراین تاپیک چرا به منی که اومدم توی تاپیکت احترام نمیذاریوجواب سوالمونمیدی؟؟؟؟؟ سوالم اینه ایا ...

ن عزیزم/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
مثل من با یه کاربری دیگه بیاین  به هیچکسم معرفی نکنین 😹😹😹

این کارم کردم... 

ولی نمی شه... 

یک روز بر گونه ی این مملکت یک بوسه، و بالای سرش یک یادداشت میگذارم و می روم؛ "آنچنان زیبا خوابیده ای که دلم نیامد بیدارت کنم..."🍂دوستان گلی که مبتلا به بیماری سرطان هستن در مورد مراقبت های بعد از شیمی درمانی نیاز به کمک دارن می تونن از من بپرسن تا جایی که بتونم با تجربه های شخصی خودم پاسخ می دم...من و دیگه تو تاپیک های دورهمی تگ نکنید با تچکر... 
ن مسخرع نمیزنع...دورهمی میزنع ک ما اونجا شاد باشیم ی عده حسود پلاستیکی بدشون میاد/


خب ب اونا چ شما کار خودتونو بکنین زر همیشه هس

حتی روزی ک پونزده بار فال حافظ گرفتم و گفت بهش نمیرسی، حتی اون لحظه ای ک دیدم پستای یه دخترو یکی در میون لایک کردی و عکس دونفره تون رو دیدم، حتی روزی که با یه زن جدی حرف میزدی و بازم حسودیم میشد و...تو همه ی این لحظه ها خواستم دیگه دوستت نداشته باشم، خواستم برا همیشه ب چشم ی مرده بهت نگاه کنم یه آدمی ک ول کرد رفت برا همیشه و منم گفتم ب جهنم اما نشد...من دل کندن برام عین آب خوردنه من پرم از قبر آدمهایی ک ریختمشون دور پاکشون کردم خیلی راحت از زندگیم ولی خودت بگو این حس لعنتی چرا میگه نرو همه چی درست میشه...؟؟ حالم خوبه ولی چرا ب هر کی میگم چمه میگه احمق نشو ولی من هیچ وقت احمق نشدم هیچ وقت خودمو گول نزدم هیچ وقت نذاشتم حالم بد بشه بخاطر عشقت... توی این برزخ و جنگ حسم ب آینده با واقعیت یه حسی میگه بری هم ناراحت نمیشم، ب هر حال ممنون واسه لحظه هایی ک حال دلم بد بود و خوب شد بعد اینکه تو رو دیدم، لحظه هایی ک خودتم متوجه نشدی دوستت دارم اما من خوشحال بودم... هیچ وقت نذاشتم حالم بد شه هیچ وقت و امروزم حالم خوبه بدون وابستگی بهت میدونم آخرش 20 خرداد 1405 روز عروسیمه با تو...راجب تیکر سوال نکنین عشقا  باردار نیستم
خب ب اونا چ شما کار خودتونو بکنین زر همیشه هس

@کاپ_کیک_عصبانی    خو منم همینو ب این نکبت میگممممم/

بفهم کاپی بفهم/

نمیریا..بری خودم میکشمت/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

اگ بهم باز حرف زدن چیکار‌کنمممم

کسی که طرز فکرش با شما متفاوت است، دشمنت نیست، فقط انسان دیگریست . 🌱💚🌈 توضیح دادن نشانه ضعفه. شما هروقت سعی میکنید چیزی رو بیشتر توضیح بدید، بیشتر ضعیفید. پس قدرت در اینه که راجع به هیچ چیز، هیچ توضیحی ندید، هیچوقت.😊 دوستان:😂😂منظور مهران مدیری این نبود ک موقع تبادل نظر برای همدیگه توضیح ندین. منظورش این بود ک اگ یه راهی رو انتخاب کردی و مطمئن بودی درسته و دیگران همش میخواستن منصرفت کنن، بهشون توضیح نده.تو راه خودتو برو، اونا نتیجه رو میبینن، و میفهمن ک تو انتخاب درستی داشتی
تو کجا؟  نرید دیگه وای😭خدا من و بکش از دست اینا

زبونت و گاز بگیر... 

یک روز بر گونه ی این مملکت یک بوسه، و بالای سرش یک یادداشت میگذارم و می روم؛ "آنچنان زیبا خوابیده ای که دلم نیامد بیدارت کنم..."🍂دوستان گلی که مبتلا به بیماری سرطان هستن در مورد مراقبت های بعد از شیمی درمانی نیاز به کمک دارن می تونن از من بپرسن تا جایی که بتونم با تجربه های شخصی خودم پاسخ می دم...من و دیگه تو تاپیک های دورهمی تگ نکنید با تچکر... 
اگ بهم باز حرف زدن چیکار‌کنمممم

ب ی ورتتتت...ب ما بگو حملع میکنیم خودتم اف شو اروم شد میگیم ان شی/

باااش؟/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
هن؟


الان چرا پای منو میکشی وسط من گفتم کاپ کیک نره ک شما ناراحت نشین ب من چ که کاپ کیک که بود و چه کرد

حتی روزی ک پونزده بار فال حافظ گرفتم و گفت بهش نمیرسی، حتی اون لحظه ای ک دیدم پستای یه دخترو یکی در میون لایک کردی و عکس دونفره تون رو دیدم، حتی روزی که با یه زن جدی حرف میزدی و بازم حسودیم میشد و...تو همه ی این لحظه ها خواستم دیگه دوستت نداشته باشم، خواستم برا همیشه ب چشم ی مرده بهت نگاه کنم یه آدمی ک ول کرد رفت برا همیشه و منم گفتم ب جهنم اما نشد...من دل کندن برام عین آب خوردنه من پرم از قبر آدمهایی ک ریختمشون دور پاکشون کردم خیلی راحت از زندگیم ولی خودت بگو این حس لعنتی چرا میگه نرو همه چی درست میشه...؟؟ حالم خوبه ولی چرا ب هر کی میگم چمه میگه احمق نشو ولی من هیچ وقت احمق نشدم هیچ وقت خودمو گول نزدم هیچ وقت نذاشتم حالم بد بشه بخاطر عشقت... توی این برزخ و جنگ حسم ب آینده با واقعیت یه حسی میگه بری هم ناراحت نمیشم، ب هر حال ممنون واسه لحظه هایی ک حال دلم بد بود و خوب شد بعد اینکه تو رو دیدم، لحظه هایی ک خودتم متوجه نشدی دوستت دارم اما من خوشحال بودم... هیچ وقت نذاشتم حالم بد شه هیچ وقت و امروزم حالم خوبه بدون وابستگی بهت میدونم آخرش 20 خرداد 1405 روز عروسیمه با تو...راجب تیکر سوال نکنین عشقا  باردار نیستم
مرسی قربونت دوساعته دارم سوال میپرسم اخه هم اسم بودن گفتم نکنه هارلی باشه،موفق باشید

شرمندع جانا ...یکم شلوغ بود نفمیدم..فدات/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز