دوستان من یه دخترخاله دارم که همیشه باهام بد بود تقریبا
تو بچگی باهام بازی نمیکرد یا مثلا حسود بود
من تک فرزند بودم کسی نبود باهام بازی کنه گریه میکردم
مثلا مامانم بهش پول میداد که باهام بازی کنه یا همش بابام برام خوراکی میخرید جمع میکردم میبردم میدادم بهش که باهام بازی کنه🥺بعدش که تموم میشدن خوراکی ها میگف خسته شدم دیگع بازی نکنیم!
بعدش بزرگ شدیم من بهترین گوشی ها بهترین تبلت ها و کامپیوتر و اینارو داشتم میومد پیشم خودم با یکی دوس شدم بعد به دوس پسرم گفتم واسه دخترخالم یکیو پیدا کن اونم یکی و واسه دخترخالم پیدا کرد
هردومون ازدواج کردیم با دوس پسرامون
ولی امروز دیدمش دلم واسه قبلا تنگ شد بهش وابسته بودم
دماعمو عمل کرده بودم همش پیشم بود!البته واسه اینکه گوشی نداشت و با گوشی من با دوس پسرش چت میکرد!!!
ولی من مث خاهرم میدونستمش الان دلم براش تنگ شده یاد قبلا میوفتم.