من در جهالت پدر زاده شده ام.در کمبود محبت های مادر ،بزرگ شده ام در اوج بچگیم همسر شده ام در اوج تنهاییم مادر من انسانی تنها بی هدف وخسته از کم کاستیم اری هرچه میگذر تنهاترم دلیل ادامه زندگی را نمی دانم هرروز برغصه ام افزوده میشود من شکسته تر از روز قبلم انچه زندگی کردم غلط بوده وتاالان هست حتی خیانت های همسرم عاشق شدن شوهرم تقصیر من بوده او بی وقفه عشق میورزد به دیگری من خورد میشوم انقدر بچگیم تلخ بوده که حتی ارزوی برگشت به گذشته راهم ندارم هرروز به آسمان آبی بی کران خیره میشوم غصه هایم رابا خدا زمزمه میکنم هستی خدای من می بینی
فکر نمیکنین که شاید گاهی حوصله ای شوخی کردن رو نداره؟...البته اینکه اگرم حوصله نداشته باشه نباید برخورد بدی با شما داشته باشه اما این رو شما باید بدونین که اگرم برخورد جالبی باهاتون نداشت در اینجور مواقع شما باید طوری عکس العمل داشته باشین که اون رو شرمنده کنین
اهان ممنون اصلا حواسم نبود ولی خیلی از دستش دلخورم 😱😱😭😭😭
با گذشت و مهربونی و اینکه واقعا اگر اشتباهی از طرف هرکدومتون صورت گرفت قبول کنین و سعی کنین برای هم جبرانش کنین..مطمئن هستم قبول کردن اشتباه میتونه خیلی خیلی کمکتون کنه....البته این رو همسرتون هم باید درک کنه بانو