نمیدونم کارم درسته یا نه....همش خانوادمو مکوبه توسرم...خانواده من کلا کم حرفند ولی خیلی بهش احترام میذارن اما میگه چرا میرم خونتون بابا و داداشت نمیگن و نمیخندن با من....در صورتی ک انقدر خانوادم بهش محبت کرده.اون فقط بدیهارو میبینه...دلم خیلی ازش شکست دیشب گفت چقدر ما لختلاف عقیده دادیم...خانوادت این طورین..خودم شاغلم وو معلم و تماما پولمو واسه زندگیمون خرج میکنم..به نظرتون این رفتارشو تحمل کنم یا برم...
این تاپیک و صبح زدم...بعدش اومد عذر خواهی اما میدونم هیچی عوض نمیشه...دیگه دلمم بهش گرم نیست