2777
2789
عنوان

شهید دکتر مسعود علیمحمدی 🌿🌿........زیارت شهدا ( روز 237 )🌿🌿🌿🌿🌿🌿

| مشاهده متن کامل بحث + 449 بازدید | 170 پست

 در این چند سالی که از شهادت ایشان گذشته، آیا حضور ایشان را همچنان در زندگی خود حس میکنید؟

وقتی که مسعود به شهادت رسید من به خانه ی خودمان به چشم یک بهشت نگاه میکردم. اینجا خیلی گل و گیاه داشت که همه را مسعود با دست‌های خودش کاشته بود. متأسفانه بعد از شهادتش نمی‌دانم از بی‌توجهی یا حال بدمان، گل‌ها از ما قهر کردند و دانه دانه از بین رفتند. آن موقع که نیروهای امنیتی گفتند صلاح نیست شما در این خانه بمانید.» به ایشان گفتم «مسعود اینجا را خیلی دوست داشت و دوست داشت که مادرش هم همیشه در کنار ما باشند. در این خانه با همدیگر خندیدیم، دعوا کردیم، زندگی کردیم؛ الان تمامش برایم خاطره است و دوست ندارم آنها را از دست بدهم.

سال ۹۱ بچه‌هایم به فاصله‌ی شش ماه از همدیگر، ازدواج کردند.‌ زمان تحریم‌های تازه، شروع و فشارهای اقتصادی زیاد شده بود. واقعاً دستم خالی بود و شرایطش را نداشتم.

یکی از بارها که به خرید رفتیم، مادرم زنگ زد و گفت «الان خواب مسعود خان را دیدم. از در خانه‌تان وارد شد، یک چمدان را که از قد خودش هم بلندتر بود، به زور می‌کشید و می‌آورد. در این چمدان هر چه که فکر می‌کردی بود. جلوی در آن را به شما داد و گفت «منصوره، این را برای تو و بچه‌ها آوردم!». بعد تو خوشحال شدی و پریدی سمتش. ولی مسعود گفت عجله دارد و فقط آمده که این چمدان را بدهد.»

در عرض یک ماه، پول‌هایی از جاهای مختلف به دستم رسید که اصلاً‌ همه چیز خود به خود جور شد و عروسی خیلی آبرومندانه برگزار شد. به طوری که خیلی از اقوام و حتی غریبه‌ها می‌گفتند «مردهای امروزی نمی‌توانند در عرض شش ماه دو تا بچه را به خانه‌ی بخت بفرستند، اما شما که یک خانمی توانستی!»، گفتم «من نه! در اصل فکر می‌کنم مسعود این کار را کرده و این دعای همسرم بوده.».

در تمام شرایطی که این‌طوری پیش آمده، حضورش برایم کاملاً مسجل است، اصلاً خیلی وقت‌ها می‌بینمش. بعضی وقت‌ها احساس می‌کنم می‌گوید «باید فلان حرف را فلان جا بزنی.»، شاید خیلی‌ها بگویند دچار توهم شده یا به خودش تلقین می‌کند. اما من واقعاً حس می‌کنم. اصلاً خیلی‌ در زندگی‌ام معجزه اتفاق می‌افتد. بعد از شهادت مسعود، کارشناسی ارشدم را گرفتم، الان هم دانشجوی دکترایم. به نظر خودم من اینقدر لیاقتش را نداشتم. قبلاً وقتی می‌خواستم در یک جمع سه چهار نفره حرف بزنم، سرخ و سفید می‌شدم و خجالت می‌کشیدم. حالا در یک جمع هزار نفری هم راحت صحبت می‌کنم. اینها به نظرم معجزه‌ی الهی و رحمت و توجه ویژه‌ی خداست

🫧ثواب تمام تاپیک ها ، پست های معنوی ، دعا وصلوات هدیه به نیابت  همه ی شهدا مخصوصا شهید سردار قاسم سلیمانی تقدیم به پیشگاه اُمّ الآداب مادر عشق و ادب ،حضرت ام البنین( س) -(او کہ شایسته یِ آن خانه یِ سرمدی شد) « السَّلام عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ».🫧

 اگر ایشان الان حضور داشتند، با توجه به تعلیق شدن بخش‌هایی از صنعت هسته‌ای، به چه فعالیتی میپرداختند؟

همیشه به دانشجوهایش، بچه‌های فامیل و بچه‌های خودش توصیه می‌کرد «اگر دنبال پول هستید، درس بخوانید. خوب هم بخوانید. می‌گویند بیکاری زیاد است. نه! بیکاری زیاد نیست. اتفاقاً کار زیاد است، ولی برای متخصصش. اگر می‌خواهی بنا شوی، یک بنای خیلی خوب باش و احساس مسئولیت کن.»

اگر مسعود بود می‌گفت «الان هسته‌ای نیست، نباشد. ما خیلی جاهای دیگر احتیاج داریم.» بعد هم خدا را شکر علم هسته‌ای را در کشورمان داریم و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بگیرد. وقتی علم وارد یک کشور شد، دیگر وارد شده و با کشتن دو سه دانشمند، به مقصودشان نمی‌رسند. دکتر علیمحمدی صدها دانشجو تربیت کرده که از بین آنها اگر یک نفرشان هم انگیزه‌ای مثل شهید علیمحمدی داشته باشد، این مسیر علمی را پیش می‌برد؛ در عرصه‌ی پزشکی، هسته‌ای یا هر کدام از علوم.


 در مدت زندگی مشترک شما با ایشان، چه خلقیات و خاطراتی به یاد دارید که قابل استفاده برای زوج‌های جوان باشد؟

شهید علیمحمدی هیچ وقت فقط خواسته‌های خودش به تنهایی را نمی‌دید. خیلی جاها او گذشت می‌کرد، خیلی جاها من گذشت می‌کردم. در دوران دانشجویی مسعود تا زمانی که دکترایش را گرفت، ما اصلاً شرایط مالی خوبی نداشتیم. اگر با همدیگر آب‌دوغ خیار هم می‌خوردیم، از همین که در کنار همدیگر بودیم لذت می‌بردیم. مادیات در زندگی ما جنبه‌ی فرعی داشت. زمان ازدواج‌مان هر دو انقلابی بودیم، هر دو حاضر بودیم جان‌مان را فدای این کشور و انقلاب کنیم، فدای امام و رهبری کنیم، و هنوز هم همین طور است. از راه خودمان دور نیفتاده بودیم.

یادم است درست در همان روزی که همسرم به برادرم پیشنهاد ازدواج داده بود، دو خواستگار دیگر هم داشتم؛ یکی کارخانه‌دار بود و دیگری مهندس. هر سه آدم‌های خیلی خوبی بودند. هیچ کدام‌شان بد نبودند، اما نگاه‌شان به دنیا فرق داشت. آن آقای کارخانه‌دار نگاهش این بود که یک زندگی خوب و مرفه بسازد و زن و زندگی داشته باشد که زندگی‌اش بچرخد. آن آقای مهندس هم خانواده‌ای غیرمذهبی داشت و می‌خواست با یک خانواده‌ی مذهبی وصلت کند تا تحت تأثیر قرار بگیرد. اما همسرم فردی شبیه خودم بود. خانواده‌هایمان هم از لحاظ ظاهری و مادی خیلی شبیه هم بودند.

مهم‌ترین نکته‌ای که جوان‌ها باید در نظر بگیرند این است که فردی که انتخاب می‌کنند از لحاظ فکری به آنها نزدیک باشد. و وقتی آن فرد را انتخاب کردند، باید بدانند که تا مدت‌ها مسیرشان سخت است. چون هر کدام با یک فرهنگ و یک نوع اخلاق، با دو پدر و مادر جداگانه، بزرگ شدند. مسلماً خیلی طول می‌کشد تا خودشان را تغییر دهند و این مستلزم صبر است؛ صبر دو طرف. هر دو باید گذشت کنند تا بتوانند همدیگر را دوست داشته باشند و خوب درک کنند.

🫧ثواب تمام تاپیک ها ، پست های معنوی ، دعا وصلوات هدیه به نیابت  همه ی شهدا مخصوصا شهید سردار قاسم سلیمانی تقدیم به پیشگاه اُمّ الآداب مادر عشق و ادب ،حضرت ام البنین( س) -(او کہ شایسته یِ آن خانه یِ سرمدی شد) « السَّلام عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ».🫧

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

دلنوشته قابل تأمل شهید محسن فخری زاده تنها یکماه پیش از شهادتش:

یک سوال دارم، چرا شهدا در جوانی سخنانی میگویند که عرفا در کهنسالی؟ البته میدانیم که این سخنان از عمق حکمت جاری شده از قلب بر زبان است نه آنکه سخنانی سطحی است .

🌷شهید محسن فخری زاده🌷
یاد شهدا با صلوات🌷

🫧ثواب تمام تاپیک ها ، پست های معنوی ، دعا وصلوات هدیه به نیابت  همه ی شهدا مخصوصا شهید سردار قاسم سلیمانی تقدیم به پیشگاه اُمّ الآداب مادر عشق و ادب ،حضرت ام البنین( س) -(او کہ شایسته یِ آن خانه یِ سرمدی شد) « السَّلام عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ».🫧

🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

‌چنانم در دلے حاضر|🍃
ڪہ جان در جسم و
خون در رگـ❤️••


باباقاسم#  

سردار_# دلها 💔

🫧ثواب تمام تاپیک ها ، پست های معنوی ، دعا وصلوات هدیه به نیابت  همه ی شهدا مخصوصا شهید سردار قاسم سلیمانی تقدیم به پیشگاه اُمّ الآداب مادر عشق و ادب ،حضرت ام البنین( س) -(او کہ شایسته یِ آن خانه یِ سرمدی شد) « السَّلام عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ».🫧

سلام خواهر خوب و عزیزم،شب شما بخیر، اکثریت مردم در این ساعات از شب به استراحت و خواب مشغولند وشما با همت و تلاش والا و خستگی ناپذیر خود بدون هیچ جبری خود را مکلف به گردآوری مطالب و تنظیم تاپیک شهدا می‌نمایید، مطمئنا یکی از برکات خون شهدای والامقام در دفاع از ناموس وطن در شما جلوه نموده است،میدانم و می‌دانید این کار شما مشت نشانه خروار است و کم نیستند امثال شما که هر یک به طریقی ادای تکلیف می‌نمایند،صمیمانه به نوبه خود از شما قدردانی نموده و سپاسگزارم، عاجزانه بهترین ها رو براتون از خداوند منان مسئلت و تمنا دارم، انشاءالله هر آنچه که به صلاح شماست در تقدیرتون رقم خورد به برکت صلواتی بر حضرت محمد و آل محمد و عجل لولیک الفرج علیه السلام.⁦آمین یارب العالمین♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩🌹🌹🌹🙏 

الا یا ایهّا الساقی اَدِر کاَساً و ناوِلها که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها.سکوت بالا ترین فریادهاست،بعضی وقتا یه غریبه میتونه بهترین دوستت باشه.

سلام الهه خانم. اجرتون با خدای مهربون...صبحتون پر از شور و نشاط...قلبتون مملو از آرامش و یاد خدا..سالم و تندرست باشید انشالله..


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

لطفا برای ظهور آقا امام زمان و سلامتی همه مادرها و مادر من یک صلوات بفرستید.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز