2777
2789
عنوان

عشق بچگی من

| مشاهده متن کامل بحث + 404 بازدید | 21 پست

من با بچه های عمه هام صمیمی بودم

هروق جمع میشدیم دور هم بازی میکردیم و میگفتیم و میخندیدیم

من عاشق یکی از پسرعمه هام شدن

خانواده ماها مذهبین تقریبا

خخخ فک کنم ۸.۹سالم بود

بش گفتم دوس داشتم تو داداشم باشی

همینو عمم فهمید و ب مامانم گف و سخت گیریای خانواده باعث شد فراموشش کنم

تاااا امسال

ک ی استوری گذاشته بودم ک اگ سوالی یا حرفی هس بم بگین

اونم ازم پرسید که هیچوق خاسی باهم باشیم؟دلو زدم ب دریا و گفتم اره

ی سری اتفاقا و تلخیا پیش اومد تو همین مدت

اما تا ی شب ک تصمیم گرفتیم باهم باشیم

و الان باهمیم و امیدواریم این رابطه پایدار باشه و تهش خوشبختی و شادی باشه ن جدایی و غم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم خیلی سال پیش رفتم گوشی بخرم و چند بار رفتم بخاطر گوشی هی رفتم مغازه و اینا بعد به  یکی از دوستای داداش دوستم گفته بود که مهدی عاشق دوستت شده بد جور همش گریه میکنه غذا نمیخوره تو مدت ۲ هفته اینقدر لاغر شده بود که خدا میدونه بعدم منم به روی خودم نیاوردم چند باری هم که رفتم مغازه اش هی میخواست چیزی بگه ولی نمیدونم چرا هیچ وقت هیچی نگفت بهم الانم نمیدونم کجاست و چه کار میکنه دیگه هم با اون دوستم در ارتباط نیستم که ازش بپرسم حتی فامیلی ش هم نمیدونم فقط اسمش🥺🥺

خدا کنه واقعا هر سلام ۷۰،۶۰ تا ثواب داشته باشه خیلی روش حساب کردم....چون تنها توشه آخرتمه😃
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز