شوخی میکنم یه شوهری دارم قبلا گفتم ب زور اون خونه ی ما هم شده انبار لباس ....از لباس قرض گرفتن و...بیزاره خودشم دوس نداره تکراری بپوشم همشم میگه بخر و بپوش...برعکس شوهرم اهل مطالعه نیس من اما عاشق کتابم نمیذاره کتاب بخرم ولی تقریبا هر هفته در حال خرید کتابم
گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود_گاهي نميشود که نميشود که نميشود_گاهي بساط عيش خودش جور ميشود_گاهي دگر تهيه بدستور ميشود_گه جور ميشود خود آن بي مقدمه_گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود_گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است_گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود_گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست_گاهي تمام شهر گداي تو ميشود