حالا اکثر ما سن و سالمون درحد ازدواج و تحمل درد و تشخیص این چیزها هست و اکثرا ترس بیمورد هستش و غالبا هم ختم بخیر میشه ، اما تنها تاپیکی که واقعا دلمو بدرد آورد در مورد این موضوع ، تاپیکی بود که حدود ۵ یا ۶ سال پیش ، یه دختر ۱۲ ، ۱۳ ساله اهل افغانستان ثبت کرده بود.
طفلکی دختر بچه ، بدون رضایت خودش ، پدرش این طفلی رو بقول خودش فروخته بود به یه آقای افغان ۵۴ ساله ، اینا تهران بودن و خونوادشم بعد از سپردن دخترشون به این آقای ۵۴ ساله برگشته بودن افغانستان .
وااای این طفل معصوم دنبال فرار بوده ، بعد اینکه دیگه تلاشهاش نتیجه نداده بود ، طفلی اومده بود تاپیک زده بود که چکار کنم ، فک کن عصر تاپیک زده بود که شب همسرم از سرکار برگرده ، قراره ....
طفلی از شانسش ، کسی هم زیاد نبود تو تاپیکیش، خلاصه هرکی هرچی میدونست یادش داد ،
احتمال میدادیم که بخاطر تفاوت سنی زیاد و بقول خودش جثه بزرگ همسرش ، خیلی اذیت بشه ، بخاطر همین قضیه رو براش فوق العاده لذتبخش نشون دادیم تا کمتر اذیت بشه ، خلاصه ...
من پیگیرش بودم ، تا دوهفته که خبری ازش نبود ، بعد دوهفته اومده بود تاپیک زده بود که :
خانما اگر کسی دوهفته از کار عروسیش گذر کرده باشه و خون بند نیایه ، باید چه اندیشه کنه ؟؟ 🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺
بخدا واقعنی اشکام سرازیر شد ، فک کن دختر بچه ۱۲ ، ۱۳ ساله دو هفته ست خونریزی داره ، اونم تو دیار غریب ، هیششششششششکیم نداشت ، روزام که همسرشون تشریف میبردن سرکار ، درو از روش قفل میکردن. نه دوستی ، نه خواهری ، نه پدر و مادری .
خیلی سعی کردم آدرس بگیرم برم پیشش اما میترسید آدرس بده ، درحد توانم بهش پیام دادم و راهکار دادم ، کمی بهتر شده بود ظاهرا ، دیگه نمیدونم بعدش چی شد. ایشالا که خوب شده باشه کامل .
🥹🥹🥹🥹