2777
2789

دبیرستانی بودم 

مدرسمون بالاشهر بود

بعد صبحای زود که میرفتیم با دوستام مدرسه،زنگ خونه‌های مردم رو میزدیم الفرارررررر😂

اونم چجوری؟دست میزاشتیم رو زنگ‌ها از بالا به پایین میکشیدیم😂😂به طور همزمان همه زنگشون صداش درمیاد تو یه ساختمون،خدا مارو ببخشه😂😂

ابتدا فکر میکردم مملکت وزیرِ دانا می‌خواهد،بعد فکر کردم شاید شاهِ دانا می‌خواهد،اما اکنون می‌فهمم مـِــلــَـتــــــِ دانا میخواهد....!                                                💕امیـــرکــبــیر💕

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

همسایه طبقه بالایی خیلی سرصدا میکرد منم برق خونشکنو بکل قطع کردم

من و همسرم هم یه شب ساعت سه داشتند اسباب کشی میکردند ماهم برقشون رو قطع کردیم متوجه هم شدن😂😂😁

  لینک اقدامی های اردیبهشت ۱۴۰۰😍😍😍میریم برا اقدام(اردیبهشت)👪من این ماه مامان میشم وبهترین کادوی تولدم رو از خدا هدیه میگیرم (خرداد)👶تولدم هم گذشت وبی بی منفی شد(تیر)😔یک مرداد هم برای بار سوم کرونا گرفتم و الان تصمیم گرفتم تا زمانی که واکسن کرونا نزدم اقدام رو کنسل کنم(مرداد)😷واکسیناسیون داره سرعت میگیره انشاءالله که نوبت من و همسرم میشه(شهریور) 💉دوز اول سینوفارم رو تزریق کردیم(۱مهر)🚫آخر مهر نوبت دوم واکسنم بود که مشکوک بودم و نزدم😓جان مادر امروز یه نفر بهم گفت خدا به دلی که دریا باشه کشتی میده💔وقتشه که بیایی(۲آبان)💔امروز بی بی چکم یه هاله ضعیف انداخت خدایا واقعی باشه تا تولد همسرم سوپرایزش کنم،ساعت هشت شب بی بی چک زدم مثبت شد(۱۰آبان)😍امروز آزمایشم مثبت شد(۱۳آبان)👪الان سونو ان تی بودم چهره ی قشنگتو دیدم دردونه ی مامان(۱۳دی)👶عزیزدلم امروز دل نگرانت بودم رفتم سونو از حالت باخبربشم ولی گفتن خطر سقط هست گفتن دخملی قربونت بشم مطمئنم سالم میایی بغلم👧(۱۳بهمن)🎀امروز رفتم سونو وزنت کم بود اما من میدونم تو مثل همیشه دختر قوی هستی وکمتر از یکماه دیگه میای بغلمون(۱۲خرداد)😘دخترم قدم سرچشمامون گذاشت🎊(۱۴تیر) https://www.ninisite.com/discussion/topic/6147989/اقدامی-های-اردیبهشت۱۴۰۰

از خوبیای شوهرم میگم براتون.بچه بوده میرفته از کنتور برق کل ساختمون و قطع میکردن توی مجتمع خیلی بزرگ زندگی میکنن.بعد چسب برق میزدن از بالا تا پاینن رو کل زنگا بعد برقو وصل میکردن و فرااار صدااا زنگ بوده ک پخش میشده

یه بار برادرشوهرم دسته گل به آب داد زد آشپزخونمو ترکوند منم برای اینکه جبران کنم با گوشیش به دوست دخترش پیام دادم و باهاش کات کردم🤐 

لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای که پس از دوری بسیار به یاری برسد..:)

با داداشم شماره زن همسایمونو گذاشتیم تو دیوار گفتیم ماشین داره واسه فروش

بیچاره داشت روانی میشد از بس بهش زنگ میزدن واسه قیمت

بعد می اومد خونه ما میگفت نمیدونم کی اینکارو کرده

اول جوجه آزاریمو بگم که جوجم‌مریض شد آمپول هوادار بهش زدم که راحت شه!!

مادربزرگم یه همسایه داشت که پنجره آشپزخونش سمت کوچه بود و شیشه ادویه و نمک و.... رو میذاشت پشت پنجره گاهی وقتا که لای پنجره باز بود پنحره رو هل میدادم همه شیشه هاش میشکست!!!ولی از رو نمیرفت بازم میذاشت ومنم همیشه هل میدادم😂😂

در پی آن نگاه های بلند، حسرتی ماند و آه ه ه های بلند
2790
2778
2791
2779
2792