بعد نهار همه رفتن بخوابن من سفره رو جمع کنم
من از زیر انداز جمع کردن متنفرم
همه چی رو جمع کردم زیر انداز مون 🤕گشادیم اومد
الان مامانم اومد بیرون شروع به هوار که اینو جمع کن
منم خیلی عاطفی گفتم سوسماز🤧
مامانم با تمام جدیت و عصبانیت برگشت گفت :سوسار😡
(ترکیم)