شبهاتی را در مورد خروج زن بدون اذن شوهر مطرح کردید
فرمودید که زن نمیتونه بدون اذن شوهر درس بخونه و...
در مورد این فتوایی که شما دادید همچین چیزی در فقه نیامده
ایت الله خوئی از فقیهان معاصر فرموده که اجازه زن برای اذن شوهر فاقد دلیل روایی و واجب نیست بلکه شما باید با هماهنگی شوهر (یعنی بهش خبر بدین) نه اذنش و همچنین در مورد فوتسال فرمودید و .....
باید بگم که این قانون در سال ۱۳۵۱ در زمان پهلوی تصویب شده و ریشه ای در فقه ندارد
این تحت تاثیر عرف و عادت موجود در کشور به تصویب رسید. در فضای داخلی کشور در آن زمان، در محافل نزدیک به قدرت وقت، و در طبقات مرفه جامعه، دختران مجرد برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می رفتند و این امری رایج در طبقات مرفه و در محافل نزدیک به قدرت بود. اما زنان شوهردار، دلیلی برای خروج از کشور بدون همسرشان نداشتند. اگر برای سیاحت یا برای زندگی به خارج می رفتند، غالبا همراه با شوهر و یا با رضایت مشترک بود و کمتر موجب نزاع و مرافعه می شد. لذا قانونگذار به پیروی از عرف موجود آن زمان، رضایت شوهر را لازم دانست.
همچنین در برخی کشورها نیز این عرف و رایج بوده چناچه
سال ۱۹۳۷: تصویب حق اخذ گذرنامه برای بانوان شوهردار بدون اجازه شوهر.
سال ۱۹۴۳: تصویب حق افتتاح حساب بانگی برای بانوان شوهردار بدون اجازه شوهر.
سال ۱۹۶۶: تصویب حق اشتغال به فعالیت های حرفه ای برای بانوان شوهردار بدون اجازه شوهر.
ما نمیدانیم جمهوری اسلامی چه نوع حکومتی است که میگوید اسلامی است و تمامی قوانین منسوخ شده غرب طاغوت را در خود جای داده!!!