بچه ها نامزد من خیلی دست و دلبازه البته اینم بگم که اینجا نیست آلمان زندگی میکنه کار و درامدش خوبه خرج پدرو مادرشو برادر و زن برادرشو میفرسته میگه یوقت تو این گرونی کم نیارن خواهرشم دوتا بچه داره که مشکل کبد و کلیه دارن هزینه های دوا و دکتر اونا رو هم میده ولی برای منکه نامزدشم هیچ پولی غیر از پول کلاس زبانم نمیفرسته چندبارم غیر مستقیم بهش فهموندم که منم گناه دارم ولی مامانش میگه تو نامزدی خرجت با باباته حالا پدر مادرش و بچه خواهر های مریضش هیچی ولی زن برادرش شوهر داره چرا باید بفکر اون باشه تازه به زنداداشش گفته فکر بچت نباش همه هزینه هاش با من یوقت از داداش چیزی نخوای اونقدر حقوق نداره یوقت عصبانی میشه سرت داد میزنه هرچی میخوای به من بگو امروز مامانش اینارو واسم تعریف کرد هرچی میخوام ریلکس باشم که بابا خانوادشه خب ولی نمیتونم زن داداشش سرتاپاش پراز طلاست همه از پولای نامزد منه ما خودمونم اینده داریم عقد داریم عروسی داریم ماشین خونه و... همه اینا پول میخواد خودش تا دیروقت اونجا کار میکنه بهش میگم کمتر کار کن خسته میشی میگه نه نمیشه یه پاش تو یه مسابقه فوتسال اسیب دیده و نیاز به عمل داره بفکر خودش اصلا نیست من نگران ایندمونم چرا باید اینقدر همه رو وابسته خودش بکنه من دلم براش میسوزه میگم بزار همه چیو ساده بگیرم ولی میگم ساده بگیرم که خرج خانوادش کنه؟حتی بمن میگه فلانی عروسی نگرفت بیا ماهم عروسی نگیریم بجاش هزینشو فلان بخریم اگه واقعا بفکر هزینه های عروسیه چرا اینقدر ریخت و پاش میکنه پولاشو نمیگم برای من کم گذاشته نه ولی حرصم ازین میگیره که داداشش همه پولاشو خرج خورد و خوراک و خوش گذرونی میکنه بعد نامزد من باید همه هزینه های این سه خانواده رو بده بنظرتون زیاد حساسم یا حق دارم؟ قصد دارم وقتی اومد باهاش در این مورد حرف بزنم بنظرتون چیکار کنم چی بگم
میدونم اگه چیزی بگم فکر میکنه سر دشمنی با خانوادش میگم اینقدر ذهنم درگیره که نگو مادرش هرچی برای من میخره به عنوان عیدی برای عروس و اینا برای اون عروسشم میره همونو میخره با پولایی که در واقع برای عیدی من فرستاده شده این انصافه؟