2777
2789

صمیمیت ب اندازه اش خوبه حرمت های خودمون را زیر سوال نبریم

گاهي اوقات فقط منتظري منتظر خاك شدن دوست عزیزم برای دعوا اینجا جمع نشدیم اگر با من موافق نیسنی ریپلای کن منطقی دلیلتو بگو،نیازی ب دعوا و خشونت نیست اگر هم از من بدت میاد بهم بگو خیلی محترمانه از تاپیکت برم بیرون.انسانیت خودمون را زیر سوال نبریم حتی در فضای مجازی!!!!!! حال دلم خوب نیست خدایا یا معجزه کن یا راحتم کن.....دارم توی گناه دست و پا میزنم نجاتم بده😔😔😔عاقبت روزی خواهم رفت از دنیایی که بیهوده مرا به آن بسته اند.....خدایا من دشمنت نبودم که منو به اینجا رسوندی ولی ازت میخوام دشمنمم به اینجایی ک من رسیدم نرسونی...میدونی خیلی سخته خیلیی سخت....من دلم تنگه واسه یک دلخوشی کوچیک.....دادگاه پر از عاشق‌هاییه که گفته بودنمارو بعد از مرگ هم کنار هم دفن کنید!!💔حرفات همشون یادم رفته ، جز اونجا که گفتی: حتی اگه تو بخوای بری "من نمیزارم"🖤 همه برای رسیدن به عشقشون روز شمار میکنن من برای رسیدن روز مرگم.....و این تلخ نیست درد عشق است.....‌این که هنوز زنده ام و نفس میکشم فقط بخاطر اینکه طاقت دیدن اشکهای مادرمو ندارم پس خدایا لطفا مواظب تنها دلیل زندگیم باش🙃

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دور دور های شبونه تو ماشین...خوردن معجون بستنی تو ماشین آهنگ عاشقانه و گرفتن دستای همدیگه...نوازش موها...بوسه های یهویی...

سلام😍حدیث هستم🙈🤪 خانوم کوچولوی آقا مسعود🤕🤪 یه دختر شیطون آبان ماهی😬 که از بس حرف میزنه مخ عاقاشو میخوره😅یه دخی درس خون🤓 ولی عاشق آشپزی،کیک پزی و شیرینی پزی😍💪 عاشق خرید کردن و دور زدن توی پاساژ😎✋
دور دور های شبونه تو ماشین...خوردن معجون بستنی تو ماشین آهنگ عاشقانه و گرفتن دستای همدیگه...نوازش مو ...

خیلی هم عالی 🥰

معلومه یا نامزد داری یا دوران خوبی داشتیم😊

خیلی هم عالی 🥰 معلومه یا نامزد داری یا دوران خوبی داشتیم😊

۴ ساله تو عقدیم😍😁 اون موقع کوچولو بودم من😄

سلام😍حدیث هستم🙈🤪 خانوم کوچولوی آقا مسعود🤕🤪 یه دختر شیطون آبان ماهی😬 که از بس حرف میزنه مخ عاقاشو میخوره😅یه دخی درس خون🤓 ولی عاشق آشپزی،کیک پزی و شیرینی پزی😍💪 عاشق خرید کردن و دور زدن توی پاساژ😎✋

یکی از کارایی که هیچوقت یادم نمیره این بود .مادخترعمو وپسرعموییم...تازمان عقد زیاد اجازه نداشتیم باهم باشیم خونه عمو .عمه خونه خودمون.دزدکی قرار میزاشتیم.مثلا به بهونه دستشویی میومد بیرون.میرفتم.پیشش بوس وبغل.😂🤣.خونه عموم اخرشب  هیشکی توحال نبود.رفتم تواتاق اونم اومد.بعد کم کم همگی اومدن توحال.دیگه اصلا رونداشتیم بیایم بیرون.نیم ساعت همونجا بودیم بعدش که حال خلوت شد بعدرفتیم بیرون


فقط دخترمو باباش.عشقن  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز