یکی از کارایی که هیچوقت یادم نمیره این بود .مادخترعمو وپسرعموییم...تازمان عقد زیاد اجازه نداشتیم باهم باشیم خونه عمو .عمه خونه خودمون.دزدکی قرار میزاشتیم.مثلا به بهونه دستشویی میومد بیرون.میرفتم.پیشش بوس وبغل.😂🤣.خونه عموم اخرشب هیشکی توحال نبود.رفتم تواتاق اونم اومد.بعد کم کم همگی اومدن توحال.دیگه اصلا رونداشتیم بیایم بیرون.نیم ساعت همونجا بودیم بعدش که حال خلوت شد بعدرفتیم بیرون