بعد چندروز بعدش بهم گفت که میخوام بدونم کی هستی
راستش یجورایی خیلی ترسیدم
یادم دوساعت شد که هی اون میگفت اسمت رو بگو و من میگفتم من نمیتونم بگم چون اگه بگم ممکنه برام دردسر بشه(مریضم😂😂)
آخر کار خودش فهمید من کیم.. هنوزم که هنوزه نمیدونم چطوری
فقط یادمه وقتی رفتم جلو آینه قرمز قرمز شده بودم
کلی توبه کردم که خدایا کاش اینکارو نمیکردم
اونروز خداحافظی کردیم و واقعا به عنوان برادر قبولش کردم
ولی.....