اونایی ک با مادرشوهر ی جا زندگی میکردن یعنی خیاط مشترک بودن.و تونستن شوهرشونا راضی کنن ک برن جای دیگه.چی گفتید ک راضی شد؟اخه قهر کردم بی فایدست حرفم بزنم حرف خودشا میزنه و انگار هیچ جوره نمیخاد جدا بشه از باباش و مامانش.اگر دعای خاصی خوندیو و بلدید بگید خاهشا.شوهر من بدیش اینه ک هراتفاقی بالا بیفته تندی میره ب مامانش مفصل میگه دیگ حرصما دراورده طلاقم نمیتونم بگیرم.هم بچم کوچیکه همم شرایطشا ندارم.اگر خاست همینجا ب زندگیش ادامه بده ناچار باید ب طلاقم فک کنم.😢