سلام بچه ها. من ۲۸ هفته زایمان کردم و بچم دو ماه تو دستگاه بود. بعد از مرخص شدنش کم کم با سرنگ بهش شیر میدادم و میخوابید. تا یه کم جون گرفت و تونست درست بخوره ولی دیگه سینمو نگرفت . البته دیگه منم اونقدری شیر نداشتم بعد از دو ماه... الان ۴ ماهشه ولی به ذله درآورده منو. اصلااااااا نمیخوابه عین آدم. همش نق میزنه و باید سر پا بچرخونمش. دو دقیقه که میذارمش زمین سریع بیدار میشه . دیگه به هیچ کاری نمیرسم حتی نمیتونم حمام کنم. بریدم از خستگی . هیچکسم کمک حالم نیست شوهرمم که فقط میگه وظیفته و همه ی مادرا همینن و همه ی بچه ها همین جورن. خیلیم غر بزنم تهش میگه بچه ی شیر خشکی همین میشه. درحالی که واقعا تقصیر من نبوده . دیگه واقعا دارم جون میدم خواهش میکنم هر کی هر راه حلی داره بهم بگه ... دکترم زیاد بردمش ولی واسه خوابش هیچ کمکی نمیکنن بهم. آخه من خودم باید جون داشته باشم که بچه داری کنم یا نه...چرا هیچکس درک نمیکنه اینو
اول اینکه دو ساعت به دوساعت بهش شیر بده و بعد شیر دادن حدودا 10 دیقه آروغش رو بگیر دوم اینکه سشوار براش روشن کن اروم میشه یا جارو برقی سوم گوشش رو ماساژ بده چون بچه شیر میخوره گوش درد میگیره چهارم باز هم چون شیر خشک میخوره ممکنه شیر خشک بهش نسازه با مشورت دکتر شیرش رو عوض کن
سخت ترین قسمت زندگی اونجاست که فقط خودت باید خودت رو اروم کنی
بعد ۶ ماه یکم بهتر میشه ولی من بعد ۲۰ ماه از شیر گرفتم دوماهه شیر نمیخوره یه مدت خواب شبش عالی شد شب میخوابید صب بیدار میشد ولی بازم چندروزه یه خواب راحت ندارم دندوناش داره درمیاد پدرمو دراوورده
میگم بچه ی منم همون شیش ماه طول میکشه یعنی ؟ چون در واقع الان باید یک و نیم ماهش میبود ولی زود به دن ...
اره دیگه بچه شماهم کوچولو تا بیاد اندلزه این بچه ها بشه طول میکشه شوهرت واقعا بی درکه فقط باید صبوری کنی من دختر من شیر خودمو میخورد ۲۰ ماه حسرت خواب و استراحت مونده بود رو دلم بخدا شب تا صب که بیدار بشه فقط شیر یر میخورد یه ریز یعنی دیوونه میشدم از درد نوک سینم گریه میکردم خواب که هیچ،روزاهم دم به دیقه شیر میخواست غذا نمیخورد میچسبید به من اگه جلو چشمش نبودم از گریه کبود میشد