دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین.... سینه را ساختی از عشقش سرشارترین ..... آن که میگفت منم بهر تو غمخوارترین .... چه دل آزار ترین شد چه دل آزار ترین...💔
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...