2777
2789
عنوان

ازدواج مجدد

| مشاهده متن کامل بحث + 1552 بازدید | 88 پست
مورد دلخواه من بچه خوشکلع خانواده ام میگن در شأن ما نیس😂😂😂

کسی رو زیر سر ندارم هاااا 

کلی گفتم که صبر میکنم تا خدا کمک کنه و ازدواج دلخواهی داشته باشم.

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
کسی رو زیر سر ندارم هاااا  کلی گفتم که صبر میکنم تا خدا کمک کنه و ازدواج دلخواهی داشته باشم.

منم همینطور ولی خب مثلا پسرای امروزی خوش قیافه میان برام مادرم ب شدت مخالفت می‌کنه

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

مطمئن باش کار درست شما انجام دادی ازدواج با مرد بچه دار خیلی سخته

ممنون از دلگرمی ای که میدی

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
مشکلات مادرت با ناخواهریت از اول تا الان جه مواردی بوده؟ میشه یکم توضیح بدی؟ برام مهمه چون زیاد خوا ...

مادرم باهاش مشکلی نداشت

خواهرم با پدرم مشکل داشت

عاشق ی پسر لاابلی شد و بزور باهاش ازدواج کرد خدا میدونه من تو بچگی چقدر استرس کشیدم از دست کارایی ک میکرد میخواست با پسره فرار کنه همش دعوا بود سر این رفتاراش تو خونمون

بابام راضی نبود 

میخواست با پسره ما رو بکشه تا پدرم راضی شد

بعدشم ک ازدواج کرد و یجور دیگه اذیتمون کرد

تا الان ک پدرم فوت شده رفته شکایت کرده خونه ما را بفروشه آوارمون کنه ارثشو بگیره

یعنی من و برادرام ی روز خوش تو این زندگی ندیدیم فقط بخاطر ی ناخواهری

از بچگی استرس کشیدیم تا الان

با اینکه مادرم بزرگش کرده بود مثل ی مادر ولی گرگ زاده عاقبت گرگ شود


اگر حس کنم بی ادبی جوابتو نمیدم دیگه، چون شخصیتم اجازه نمیده با هر کسی بحث کنم😊
مادرم باهاش مشکلی نداشت خواهرم با پدرم مشکل داشت عاشق ی پسر لاابلی شد و بزور باهاش ازدواج کرد خدا ...

ای بابا ..‌ حق داری....

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
افرین،،،،،،منم اگر شوهرم بچه داشت مادری میکردم واسش،،،،چون بچه ها گناهی ندارن،،،،،،،ولی ب شرطی ک بچه ...

اره مادرشون اصلا نمیاد سراغشون....به هیچ عنوان....دلیلشم نمیدونم ولی تا اونجا که فهمیدم خیلی سردو خشکه

دلم یکم آزادی میخواست...
موقع ازدواج خودت و پسر همسرت چند سالتون بود؟ اول زندگی سخت نبود یک بچه هم باهاتون باشه؟

نه پسرم خیلی مستقل بار اومده بود ۵سالش بود ولی خونوادگی بچه هاشون باتربیت ومستقلن هیچوقت هیچ بهونه ای نگرفت شاید چون اصلا مادرش اهل این نبود که نازشو بکشه یا باهاش بازی کنه الان دوساله که پسرم شده خیلی حرف گوش کنه هیچوقت یه چیزی رو دوبار ازش نمیخوام خیلیم به من وابستس 

دلم یکم آزادی میخواست...
نه چهار سال درگیر طلاق بودم

اوه پس خیلی طول کشید چرا طلاق نمیداد؟لج کرده بود؟ اخه منم شاید جدا بشم برای همین میپرسم 

ینی چهار سال طلاقت نداد؟ چه زیاد مهریه هم گرفتی؟

خدا تویی که فقط میتونی کمکم کنی❤️
چقدر سخت پس خیلی سختی کشیدی  ایشالا خوشبخت بشی ولی این که بچه داره نمیشه بگی بچه با مادرش باشه ...

بخاطر همین سختی ها از پسرای مجرد میترسم حس میکنم مردای مطلقه مث خودم قدر زندگی شون بهتر میدونن،نه فک نکنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792