سلام بچه ها من ۲۶سالمه،ی بار ازدواج کردم طلاق گرفتم،کارمندم،الان چند وقته ی آقایی ک آدم خوبی هم هست ولی از خانمش با ی پسربچه ۷ساله جدا شدن،اومدن خواستگاری من،دلم میخاد بهشون جواب مثبت بدم ولی حس میکنم بچه اش مشکل ساز بشه،میشه راهنمایی کنید منو؟؟؟؟در ضمن بگم ک زندگی مشترک قبلی من همش۴ماه بوده
من دقیقا شرایط تو رو دارم. تمام خواستگارهای بچه دارم رو رد کردم و پشیمون نیستم...
چند سالته؟
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من که خیلی راضی ام خودم از ۱۶ سالگی پولامو جمع میکردمو خرج بچه هایی که خونوادشون ضعیف بودن میکردم... ...
موقع ازدواج خودت و پسر همسرت چند سالتون بود؟
اول زندگی سخت نبود یک بچه هم باهاتون باشه؟
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...
من ۳۸ سالمه و راضی نیستم با مرد بچه دار ازدواج کنم!
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...
کاش من سن تو بودم... برای من وااااقعا دیر شده ولی چاره ای ندارم که منتظر مورد دلخواهم بمونم. البته من هم مستقل و شاغل و اجتماعی هستم به لطف خدا
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...