گفت زنه بهش گفته بوده که شوهرش مخدر میفروخته
البته میگفت از اون خفنا نبوده وگرنه لوش میداده... تا بتومه راحت تو دادگاه حضانت بچشو بگیره
بعد گفت یه روز شوهره زنه خونه بوده یه خانمه میزنگه به شوهرش که بیا فلان جا بهم مخدر بده
بعد زنه قاطی کرده زنگیده به طرف که ساقی عوض کن یه دفعه دیگه به شوهرم بزنگی شمارتو میدم ب پلیس..
هنگیدم....
گفتم ینی مشکلش فقط این بوده که زن میرنگیده به شوهرش؟؟؟ با شغل شوهرش مشکل نداره؟؟
گفت چرا بابا ولی میگفت نمیتونم جدا شم...
از دیروز تو فکرشم...🤔🤔🤔