یک ساله که با یه دختری تو گروه آشپزی دوست شدم.خیلی باهم صمیمی شدیم خیلی از مشکلاتشو برام میگه و باهام درد و دل میکنه من خیلی بهش وابسته شدم اگه یه روز باهاش حرف نزنم دلم میگیره گریه میکنم دوبار رفتم خونشون و باهاش حرف زدم
من شخصیتم طوریه که اگه یک لحظه حس کنم مزاحمم دیگه اصلا با اون شخص حرف نمیزنم.
نمیدونم چرا من فکر میکنم مزاحمشم همش گریه میکنم میگم نکنه واقعا بدش میاد ازم چون وابستش شدم اون بهم میگه اصلا اینطور نیست داری اشتباه میکنی ولی دست خودم نیست چرا من اینجوریم مشکل از منه؟
همیشه همینطورم هر جا میرم فکر میکنم بقیه خوششون نمیاد یا پشت سرم حرف میزنن