سه سال پیش که رفتم دبیرستان دوستای جدید پیدا کردم بین حرفاشون زیاد اسم دو پسر می شنیدم اما از اونجایی که تو قید و بند پسرا نبودم توجه نکردم
با چندتا همکلاسیام صمیمی شدم تا اینکه فهمیدم اون دو پسر معروف پسرخالش هستن بازم برام مهم نبود
یه روز رفتم مغازه یه پسر زیبا و خوش اخلاق و مودب دیدم به دلم نشست اما زودی یادم رفت فرداش رفتم مدرسه حرف اون مغازه زدم دوستم گفت چطور نشناختی این پسرخالمه همون فلانی دیگه
من از رو کنجکاوی یکم آمار گرفتم فهمیدم خانواده پاک و خوبی هستن اما این دو برادر بخاطر زیبایی و ثروتی که دارن دخترا زیاد اطرافشون می چرخن خودم به چشم دیدم همکلاسیام چه کارا که نمیکردن این دو برادر هم در حد یه هفته رفیق میشدن و بهم میزدن کلا همه چیز براشون سرگرمی بود اما برادر بزرگه بخاطر سنش خیلی پخته تر و عاقلتر بود به اندازه کوچیکه شیطنت نمیکرد که اگرم میکرد من نمیدونستم
خب این سه سال گذشت من با دختره دوستم دیگه کاملا باهاشون آشنا شدم اما به طور ناگهانی فهمیدم دل سپردم به برادربزرگه
اول با خودم گفتم چون همه دخترا دنبالشن تو هم چشمت باز شده میخوای شیطنت کنی سعی کردم از فکرم بیرونش کنم ولی نشد
تا الان دیگه فهمیدم واقعا میخوامش حال دلم خوب شده آروم گرفتم
من یه دختری هستم که میگفتم همسر آیندم نباید یه نقطه سیاه تو گذشتش باشه در حدی که دوستام میگفتن تا اخر عمرت مجرد میمونی همچین مردی وجود نداره
میگفتم همسرم باید بالاترین مدرک داشته باشه
از قضا دست روزگار کاری کرد که دل سپردم به معروف ترین پسر شهر،پسری که مدرکش دیپلمه
خوشگله خوش اخلاقه خانواده دار و اصیل هست شغلش خوبه درآمدش خوبه به شدت تو مردم محبوب هست اما من که بین دخترا بودم میدونم این پسر با دختری نبوده دوست نشده باشه
حالا نمیدونم رابطشون در چه حد بوده فقط میدونم هر دوهفته یه دختر
این علاقمو به هیچکس نگفتم نمیخوام اسمم بین دخترا پخش بشه
از نظر چهره معمولی هستم از نظر مالی تقریبا بهم میخوریم ولی اونقدر دخترای خوشگل و داف دورش ریخته اگرم بخواد نمیتونه منو ببینه
فقط دل خوش کردم که اعلام کرده گفته من فقط یه دختر نجیب میخوام که گذشتش پاک پاک باشه
من فقط دلمو به نجابتم خوش کردم وگرنه از نظر زیبای خیلی معمولی هستم به گرد پای اونم نمیرسم
فقط برام جالبه روزگار کاری کرد که دل به مردی بسپارم که نقطه مقابل ایده آل های منه
من که اینقدر رو درس و مدرک حساس بودم الان به چشمم نمیاد
من که اینقدر رو گذشته طرف حساس بودم الان برام مهم نیست