همسرم خیلی سرد رفتار میکنه با من بیشتر توجهش به بچه هاس وقتی از سر کار میاد اصلا نگاه من نمیکنه فقط سلامم جواب میده ولی برای لچه ها ذوق میکنه بعد غذا هیچ وقت تشکر نمیکنه سالگرد ازدواج و تولدام برام کادو نمیگیره کلی گلگی کنم اگه یه تبریک بگه انکار حس میکنه اگه بهم محبت کنه ازش کم میشه نمیگم خیلی خوشگلم ولی زیبایم به چشم میاو ولی هیچ وقت نمیگه زیبایی یا چخ زیبا شدی منو تخریب میکنه من از درون داغونم ولی بخاطر بچه هام موندم و تحمل کروم یه جورایی مرگ تدریجی از اول سیاست شوهرداری بلد نبودم بخلطر بچه ها کوتاه میام دوس دارم محیط خونم شاد باشه بگو و بخند با پسرم راه میندازم همیشه کلمات عاشفانه بهش میگم روزی ۱۰ بار بیشتر بغلش میکنم ولی این مثل سنگه
من ک تصمیم قطعی گرفتم خونمو ازش جدا کنم بدون اینکه طلاق بگیرم
عشقو باهرکسی تجربه نکن؛عشق چیز قشنگیه!نزار ازش متنفر بشی!سالها تنها باش،اما روحتو با کسی قسمت نکن که نمیفهمتت!آنقدر تنها بمون تا اون کسی که از درونت خبرداره پیدات کنه !کسی رو پیدا کن که همیشه به شکل یه چیز نایاب نگات کنه!یه چیزی…شبیه به یه معجزه!!❤️ من هر چی که بوده رو از وقتی که تو درو بستی بخشـــیدم✨کسی چه میدونه؟ شاید تو هم وقتی دلت میگیره به من فکر میکنی.... ❤️ عشق مثل مکیدن لیمو با لثه های زخمیِ...