2777
2789
عنوان

خیانت😭😭😭

| مشاهده متن کامل بحث + 509 بازدید | 22 پست
عزیزم سوهان روحش نشو تصمیمتو بگیر یا زندگی کن یا جداشو منم تواین شرایط بودم این بدترین کار روح وروان ...

توچکارکردی موندی؟

خدایا خودت برای همه ما بهترین هارورقم بزن😍♥️

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

توچکارکردی موندی؟

راستش نشد جداشم 

الانم اصلا باهاش دهن به دهن نمیشم بابچم خوشم خرید میکنم خرج خودمو وبچم میکنم

بهترینهارو میپوشم ومیخورم

هفته ای یه بار حداقل بیرون میریم

واسه بدنم خرج میکنم

رفتارمم فقط یکم ظاهر سازی خداشاهده بمیره هم آخ نمیگم

ولی خب فقط نقش بازی میکنم زندگیمم عالی شده به چشم یه شوهر صیغه ایم میبینمش فقط پدر بچم یا یه خیر که خونه گرفته وخرجمو میده همین

بگو که از غم عشقت چگونه جان برهانم؟💔چگونه اینهمه غم رابه هرطرف بکشانم؟ 😔نه پای رفتن ازینجا نه طاقتی که بمانم 😭چگونه دست دلم را به دست تو برسانم....💔💔💔

عزیزم سعی کن باهاش حرف بزنی با بداخلاقی و حرف نزدن همه چی بدتر میشه،شوهر آدم مهربونیه و بعد یه اتفاق تو اوایل نامزدیمون ما خیلی به هم نزدیک شدیم یعنی عین دوتا رفیق

گلم من تو بدترین موقعیت زندگیم که داشتم واسه کنکور آماده میشدم ماشین بودیم که شوهرم که اون روزا نامزدم بود بهم گفت که قبل ازدواج با یه نفر حرف می زده الان اون دختره افسرده شده و به نامزدم پیام داده که بیا منو صیغه کن شوهر من گفته که من زن دارم و اینا اون نوشته بود که اشکال نداره بیا صیغه کنیمخیلی التماس میکرد شوهرم گفته بود باید به زنم بگم اگه قبول کرد باشه به من گفت من اولش گریه کردم اونم میگفت که آخه واسه چی گریه میکنی فقط میخواستم بدونی و نظرتو بگی،اون لحظه فکر میکردم بدبخت ترین آدم روی زمینم اما گفتم که اگه این اتفاق بیفته من ازت جدا میشم چون خودمو می شناسم و میدونم که زندگی رو واسه تو و خودم جهنم میکنم گفتم دوست دارم و نمیخوام باعث رنجت بشم،اونم پیش من به اون دختره اس داده و گفت زهرا جونم راضی نیست پس خداحافظ واسه همیشهو دیگه تموم شد

اینارو گفتم که بدونی چقدر حرف زدن تو زندگی خوبه،و تو نباید عکس العملی نشون بدی که شوهرت تبرئه باهات حرف بزنه،واسه من اون اتفاق باعث نزدیک شدنم به شوهرم شد و الان از هرچیزی با هم دیگه حرف میزنیم،این اتفاق میتونست باعث بی اعتمادی من بشه اما من حقیقتو خیلی منطقی بهش گفتم و حال اون لحظات درک کردم ما بعضی وقتا درمورد اون روزا باهم حرف میزنیم و تقریبا به حال اون روزامون میخندیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز