"عاشقم باش نرو بعد تو من میمیرم
می شوم آه به دامانِ تو را میگیرم
گر نگاهم نکنی می شکنم در دل خود
تو نباشی بخدا از همه کس دلگیرم
عهد کردی به دلم عاشق زارم باشی
همه ی ثانیه ها فکر و قرارم باشی
روزها گرم شوم در دل خورشیدی تو
ماه گردی به شبم ،با شب تارم باشی
عشق تو جار زدم از ته دل خندیدم
گل لبخند ، به باغ لب تو بر چیدم
سر سپردم به آوای دل عاشق تو
ماه را چشم تو درصورت شب میدیدم
یادباد آنشب عشقی که تو را بوسیدم
گفتی تکرار بکن از سخنت ، خندیدم
گفتی تکرار قشنگست به عشق من وتو
لب گزیدم به خجالت ، نِگَهم دزدیدم
شهره در عشق شدم با دل خودبالیدم
بارها شور تو را ناله زدم ، نالیدم
فکر کردم که تو هم مثل خودم عاشقی
من همیشه بسرم شیره ز عشق مالید
ظالمانه به رخم نیم نگاهی کردی
عشق تو در نظرم، روی سیاهی کردی
آه، لعنت به سیاهی شب و چشمانت
قسمت چشم مرا چشم به راهی کردی
نازبانو