"از تو می گویم، فضای شعر زیبا می شود"
واژه ها با عطر تو خوب و فریبا می شود
در خیال عاشقم پر می زنم تا کوی تو
با تو کابوس شبم، تعبیر رویا می شود
چون نسیمی دل گشا، دل می بری از باغبان
بلبل هم با دیدنت،سرمست وشیدا می شود
ناز چشمی میکنی، با ناز می خندی به من
راز لبخندت برایم ، صد معما می شود
تارکِ دنیای خویشم با خیال بی کسی
صورت چون ماه تو تصویر شبها می شود
گاه میخوانم تو را همزاد دشت و لاله ها
گاهی هم چشمان تو آئینه معنا می شود
دین ودل یکجا به یغما می بری در یک نگاه
چون قمار عاشقان با عقل سودا میشود
عهد می بندم به دل، با دیدنت گیرد قرار
دل که می بیند تو را، غرق تمنا می شود
بارها تکرار عشقت می کنم'، اما دلم
مشق خود گم میکند، محو تماشا می شود
ناخدایی نابلد هستم که از درماندگی
دل به دریا می زند راهی دریا می شود
شهریاری می کنم در شعر خود با عشق تو
مصرع پایانی ام عشق ثریا می شود
نازبانو#