نی نی یار جان ی روز گذشت و شما جوابی ب ما ندادین...میشع بگید کاربر @venosendo برای چی تعلیق شدن؟/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
شیطان و پیروانش همیشه حق به جانب هستن غافل ازاینکه خدا برنامه ی ویژه ای براشون داره 😁💪گفته بودم ،نگفته بودم؟😎😎انچه عقاب داخل قفس را پیر میکند غم قفس نیست، پرواز کلاغ های بی سروپاست.
@نی_نی_یار_5 این تاپیکی بود ک ایشون زدن...بعدش تعلیق شدن..خیلی از کاربرا خندیدن و کسی اعتراضی نکرد..این بیچاره روزی نیم ساعت انلاین میشد...نمیدونم برای چی تعلیق شد واقا نمیدونم..لطف کنید ی جوابی بدین/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ن تاپیک سیندرلا تو پر بازدیدارو زدن داشتیم باهم حرف میزدیم یهویی تعلیق شد/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
رابطه مثلِ یه بافتنی میمونه.... دوتا رو دوتا زیـر.... دوتا بوسه دوتا قهـر.... رابطه مثل یه بافتنی میمونه هرچـی بلند تر باشه روحتُ، زندگی و دلتُ گرمـتر میکنه.... باید کلی حواستُ جمعش کنی که یهو یه دونه دَر نره از دستت یه جا گند نزنی به کلِ روزایِ قشنگتون.... با یه حواس پرتی با یه خیانت یه دروغ یه دل شکوندن....
باید حواست حسابی جمعـش باشه فوقش یه دونه هم اگه در رفت سریع درستش کنی مبادا بذاری واسه فردا و پس فردا نذاری دونه به دونه باز بشه گره های رابطه گره دست ها چشم ها دل ها....
دونه یِ اول اگه بازشـد و نگرفتی باز شد و بیخیالش شدی فاتحه اشُ بخـون.... تا آخرش شکافته میشـه.....
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
رابطه مثلِ یه بافتنی میمونه.... دوتا رو دوتا زیـر.... دوتا بوسه دوتا قهـر.... رابطه مثل یه بافتنی می ...
مشاور اینا چیع میفرستی باید نی نی یارو تگ کنی بگی ونوسو برگردونع /
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
@taraarchitect تارا حالم گنع رفیقم تعلیق بویع تنع علی نی نی یاریلع تگ بکع بوشع بنیان بان/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
@خزان_پاییزی خویشکع هام ولاتی اگر امکانع درع نی نی یاریلع تگ بکع بان اصلا جواوم نین..تو ی پا در میانی بکع/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
@نی_نی_یار_5 نی نی یار 4 تا تاپیک زدم تا الان فداتشم ی جوابی بدع /
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/