2777
2789
عنوان

مادرشوهر

393 بازدید | 42 پست

چند ماهه نامزدیم و قرار گذاشته بودیم عقد کنیم

دو بار به بهانه های مختلف مادرش تاریخ عقدمون رو عوض کرد

چیزی نگفتم

چند ساله میشناسمشون

تابحال بی احترامی نکرده بودم به هیچ کدومشون

برای بار دوم که گفت کنسل کنید خیلی عصبی شدم

زنگ زدم بهش 

گفتم چرا اینکارو‌میکنید

گفت ما دوتا خانواده به درد هم نمی‌خوریم

شروع کرد به زدن حرفایی که معلوم بود کلا میخواد بهم بزنه

حتی گفتم چرا خودتونو پیش خانواده من بدقول میکنید اختلاف نیفته یه وقت

گفت خانواده تو کی هستن که پیششون بدقول بشم

الآنم که نامزدم باهاش صحبت کرده که آشتی کنیم میگه حاضر نیستم ببینمش

گفته حتی نباید جواب تلفن منو بده 

نمی‌دونم چیکار کنم 

دلم میخواد آشتی کنیم و عقدمون انجام بشه 




بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وقت مناسبیه ک فکرات بکنی. صرفا چون یک کاری رو شروع کردی، مجبور نیستی ادامه بدی. مشکل میخوریا

من‌ مادر دو فرشته آسمانیم💫💫 یکی در دستان خدا آرمیده و دیگری در آغوش من💞 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز