2777
2789
عنوان

شوهر عجیب

| مشاهده متن کامل بحث + 935 بازدید | 33 پست
میترسم بچم مریض بشه  خودمم خیلی ضعیف شدم از پس هیچی برنمیام  یکسره سرگیجه و سردردم

خب باهاش رک و راست صحبت کن بجای اعصاب خوردی منم بعد زایمان اوضاع روحیم بهم خورده درکت میکنم ادم نیاز به محبت داره ولی با این کارا خودتو بیشتر اذیت میکنی شاید دلش برات تنگ شده نمیدونه چجوری بروز بده باهاش صحبت کن مشکلتونو حل کن دعوا و ناراحتی خیلی بده مخصوصا پیش مامانت زشته

مثل خودت باش وگرنه مثل بقیه زیادن😇عاشق خیاطیم🥰

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اون قسمتی که گفتی حالم از دوستت دارم بهم میخوره کاملا درک میکنم، شوهر منم زبونی میگه قربونت برم دوست دارم دردت به جونم اما جلوش بمیرم هیچ توجهی نمیکنه، هیچ وقت خستگی، خوشحالی یا ناراحتیم براش مهم نیست، تازه همیشه هم دست پیش میگیره 

هرچه در فهم تو آید آن بود مفهوم تو... 
میترسم بچم مریض بشه  خودمم خیلی ضعیف شدم از پس هیچی برنمیام  یکسره سرگیجه و سردردم

ب نظر منم بهتره بری خونتون عزیزم..ب طور کلی میگم هم وظیفه ی پدریشو انجام بده و هم اینکه زیاد نباید مردا رو تنها گذاشت.داره ازین وضعیت سواستفاده مبکنه

قبول نمیکردن نه شوهرم نه مادرم

آخه تاریخ نشون داده مردا رو اینجور مواقع خیلی نباید تنها گذاشت و زن نباید همه دردسرای بچه رو گردن بگیره

چون دیگه مرد زیربارهیچی نمیره

من بااینکه شوهرم ساعت ۵ صبح میرفت سرکار ولی یه شبم جاشو جدانکرد به بهونه گریه بچه، چون ازاول یه سری مسئولیتاروانداختم گردنش وگفتم من بچه روازخونه بابام نیاوردم که، شماهم اندازه من سهم داری توبچه داری وسختیاش

عه به خاطر همین چیزا از ازدواج بدم میادا حالا هی میگن اگه طرف خوب باشه ازدواج خوبه خب چطوری تحقیق کنیم که مطمئن شیم بعدا که موقع سختیمون بود طرف نپیچونتمون پدر خودمم همینقدر بی مسئولیته کسی یه شوهر با مسئولیت و با ملاحظه از نزدیک دیده؟

یک انسان،زن زاده نمی شود بلکه تبدیل به زن می شود.
عه به خاطر همین چیزا از ازدواج بدم میادا حالا هی میگن اگه طرف خوب باشه ازدواج خوبه خب چطوری تحقیق کن ...

من دوتا بچه دارم..باورکنید همسرم از همون اول کمک حالم بود..ب من میگفت من از سرکار میام استراحت کن.. ۸ شب میومد بنده خدا تا ساعت ۲ اینا درگیر بچه بود..ساعت ۶ هم میرفت سرکار.همه ی مردا مثل هم نیستن.من خانواده م یک شهر دیگه بودن نرفتم خونه بابام..موندم خونمون برای زایمانام.تا ده روز اومدن پیشم بودن و رفتن.

به نظره من باهاش قشنگ حرف بزن از حالات روحیات بگو از این که  احتیاج به حمایت و کمکش داری ، از اینکه بهش وابسته ای

و دوست داری تو این سختی‌ها  کمک حالت باشه ،بگو میدونم دوستم داری اما  بیشتر دوست دارم ببینم که دوستم داری نه بشنوم.


در ضمن خیلی از آقایون نوزاد میترسن بغل کنم یکم عجیبه واسشون، زردی بچت خوب شد خودت سره پا شدی برگرد خونت تو خونت  یه سری مسئولیت گردنش بزار تا عادت کنه

آهای غمی که مثله یه بختک رو سینه من شده ای آواره    از گلوی من  دستاتو بردار، دستاتو بردار  از گلوی من از گلوی من دستاتو بردار ، دستاتو بردار      💔 جای خالیت تو قلبم یه سوراخه عمیقه ،بابایی💔                    
بخدا از تنهایی نگه داشتن بچه وحشت دارم

عزیزم اولشه بی تجربه ای میفهمم ترست ازچیه 

منم همونطوری بودم ولی بالاخره تا کی؟

یعنی میشه تا ۶ ماه اونجابمونید؟ نمیشه که، بالاخره باید برید خونتون و دوتایی بچه داری کنید اونوقت همسرتونم ببینه تنهایید مجبوره کمک کنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108