اونقد حالم بده و داغونم که بند بند وجودم درد می کنه
لطفا نپرسید چرا
فقط می دونم بعد از ۴ سال زندگی زیر انواع و اقسام شکنجه های روحی و روانی بالاخره اومدم خونه پدرم.
شوهرم آخرین بار دست روی پدرم بلند کرد! حالا هم رفته گفته منو کشوندن اونجا کتکم بزنن!!!
الانم برا الزام به تمکین شکایت کرده! امروز رسیده دستم! اعصابم داغونه، حالم بده، نمی دونم دادگاه به نفعم رای میده یا نه!!!
میشه لطفا برام دعا کنید آروم بشم.
دلم هم گرفته هم شکسته
هم نگرانم