2777
2789
عنوان

نظر بدید

162 بازدید | 34 پست

من روسیه بودم ،یه دختری از طریق مجازی وارد زندگیم شد، من با هیچ دختری نبودم و اونم به مرور فهمید، برگشتم ایران فهمیدم برای یه شهر دیگس( خودم تهرانیم) ، بعد منو عاشق خودش کرد و خودش میگفت دنبال آدم خوبه و کسی تو زندگیش نیست،  ، یهو به من گفت برو و حالم جوری بد شد تو ۲۱ روز ۱۰ کیلو کم کردم

بعد به من گفت با یه پسری ۴ ساله که هست !!!!بعد میگفت اونو میخواد بذاره کنار ، همه چیز اکی شده بود حتی منو به خانوادش گفت یهو منو گذاشت(از من به عنوان پله برای رسیدن به پسره استفاده کرد،که نرسیده هنوزم) کنار و چند ماه من به شدت گریه کردم و افسردگی خیلی خیلی شدید گرفتم و کارم به قرص رسید و خیلی با دل من بازی کرد و اشک ها ریختم......

من میتونستم و میتونم زندگیشو نابود کنم

۲ تا سوال از شما خانوما دارم

۱- آیا زمین گرد هست؟ جواب کارش و کریه های منو میبینه؟

۲- شما جای من بودید زندگیشو نابود میکردین؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792